تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



  فرض كنيد دو گاو شيري داريد. چه مي كنيد ؟

سوسياليسم :   يكى را نگه ميداريد . دومى را به همسايه ى خود مى دهيد !
كمونيسم :   هر دو تاشان را به دولت ميدهيد تا ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387  | 

حق مظلوم به کام دگران است هنوز      

                                         ظلم و بیداد در این شهر عیان است هنوز

جان بی ارزش ما روز به روز ارزان تر 

                                         قیمت مرغ چه گویم ، که گران است هنوز

نان بعضی شده در روغن کرمانشاهی       

                                                بر سر سفره ما غصه نان است هنوز

گفته بودند به فردا مفکن کار،امروز             ....


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386  | 

امروز زندگی را آغاز كن

امروز مخاطره كن

امروز كاری بكن

به آرامي آغاز به مردن میكنی

زماني كه خود باوري را در خودت بكشی...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386  | 

 

 خدایا تا به کی مردان به خوابند        زنان تا کی گرفتار حجابند

تو مرآت جمال ذولجلالی                چرا مانند شلغم در جوالی

سر و ته بسته ، چون در کوچه آیی   تو خانم جان نه ، بادمجان مایی

بدان خوبی در این چادر کریهی        به هر چیزی به جز انسان شبیهی

 


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386  | 

خواهرم در كوچه آرايش مكن       از جوانان سلب آسايش مكن

گيسوان از روسري بيرون مريز    بر مسير ديدگان افسون مريز


 خواهرم ديگر تو كودك نيستي      فاش مي گويم عروسك نيستي

 
 خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟      پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386  | 

 

خـبـر دارى اى شيخ دانا که من

                       ------------خدا ناشناسم خدا ناشنــــــا س

نه سربسته گويم دراين ره سخن

                        ------------نه ازچوبِ تکفيردارم هراس

زدم چون قـدم ازعـدم در وجو د

                       ------------خدايـت بـرم اعتبارى نداشــت

 


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386  | 

از : " سيد اشرف الدين گيلانى ، نويسنده ، شاعر و روزنامه نگار ايرانى ، معروف به نسيم شمال "

 

" يك رفيقى داشتيم اسمش آخوند ملا اسماعيل پهلوان بود ، هر حرفى كه ميزد ميگفت : انشاالله !!
يك روز به او گفتم : حالا كه بازار ميروى به كربلايى حسن بقال بگو
روز جمعه بيايد زورخانه ،
گفت : انشاالله
!
اما روز جمعه كربلايى حسن به زور
خانه نيامد !!
به مشدى قاسم گفتم : دختر هشت ساله ات را وادار درس بخواند و علم
و اخلاق بياموزد تا وقتى كه مادر شد بچه اش را عالمانه تربيت كند ،
گفت
: انشاالله !! 
...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386  | 

حكايت زير در باره نادان پرگو ، داستاني از ديوان شمس است كه  مهدي آذر يزدي در كتاب دهم از مجموعه  "قصه هاي تازه از كتابهاي كهن"  به زبان ساده باز نويسي كرده است:

 

يكي بود كه ديرتر آمده بود و مي خواست زودتر برسد. كمتر مي دانست و بيشتر مي گفت.ديده بود كه دانايان در باره آنچه مي دانند سخن مي رانند و گفتار مي نويسند و بزرگ جلوه مي كنند. او نيز آن بزرگي را مي خواست اما فكر نمي كرد كه دانايان چقدر خوانده اند و گوش داده اند و ياد گرفته اند و بعد از آن مي گويند. او بزرگي را در گفتار مي دانست ، در هر مجلسي راه مي جست و در هر موضوعي وارد مي شد و در باره هر چيزي ، نظر مي داد...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386  | 

 از یادداشتهای  حسن رجب نژاد (گیله مرد) – اکتبر 2006

 طی يکسال ؛ امام زاده های ايران ؛ سی و هفت ميليارد تومان در آمد داشته اند .
يعنی مردم بيچاره ايران ؛ که خودشان به نان شب محتاج اند و با هزار و يک درد بی درمان دست به گريبان هستند ؛ رفته اند در اين امام زاده ها دخيل بسته اند ؛ ناله و ندبه کرده اند ؛ گريبان چاک داده اند ؛ اشک ريخته اند و حاجت خواسته اند ؛ و چون هيچيک از اين امامزاده ها اهل نسيه کاری نيستند و چک و سفته هم قبول نمی فرمايند و هيچ حاجتی را بدون پول بر آورده نمی کنند ؛ لاجرم ؛ همين مردم پا برهنه و گرسنه ؛ سی و هفت ميليارد تومان به اين امامزاده ها رشوه داده اند بلکه دردی از آنها درمان بشود
 ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385  | 

 

از یادداشتهای  حسن رجب نژاد (گیله مرد) – اکتبر 2006

 

سفر خانم انوشه انصاری به فضا ؛ اگر چه موجبات مباهات جامعه ايرانی را فراهم کرد ؛ اما احساسات اسلام خواهانه امت اسلام را جريحه دار کرد؛ به حدی که طی استفتايی ؛ از [جمعی از آیات عظام]  خواسته اند که نظر مبارک شان را بيان بفرمايند که از نظر شرع مقدس ؛ بسر بردن انوشه انصاری با سه مرد در سفينه فضايی صحيح است يا نه ؟ و اصولا چرا ايشان قبل از اينکه به سفر واجب حج بروند ؛ به سفر فضايی رفته اند !

... عين اين نامه را برای تان نقل ميکنم ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385  | 

 

 این طنز در زمان ریاست جمهوری خاتمی  توسط طنز نویس برجسته نبوی نوشته شده است :

 ...

در ايران اول قدرت سياسي پيدا مي کنند بعد پولدار مي شوند، در آمريکا اول پولدار مي شوند بعد قدرت سياسي پيدا مي کنند.

...

ما گذشته مان عظيم است، حال مان خراب است و آينده مان نامعلوم است. آنها گذشته شان نامعلوم است، حال شان بد نيست و آينده شان مشخص است.

...

در هر دو کشور مردم اعتقادات ديني دارند، در يکي مردم مي خواهند بروند بهشت، اما در ديگري حکومت به زور قصد دارد همه را به بهشت بفرستد .


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385  | 

 

از نوشته هاي : عزيز نسين

 

بچه ها سر كلاس بودند. ساعت "درس اخلاق" بود.

_ بچه ها ، اخلاق چيز خيلي خوبيه، هيچكس آدم بد اخلاق رو دوس نداره، آدم بد اخلاق يعني آدم بد ، آدم خوش اخ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384  | 

بر دانشمندان مفهوم باد كه چون داراي جمشيد جاه ، محمد كريم خان ، خسروي بود حكيم منش و فيلسوف روش و اراده آذربايجان داشت و مي دانست كه اين سفر به طول خواهد انجاميد ، با خود انديشه بسيار نمود ، در باب لشكريان كه همه عزب و مست شهوت مي باشند و به هر سرزميني كه وارد گردد ، ايشان لابد و ناچار و بي اختيار ، به زن و فرزند و اهل و عيال مردم دست درازي خواهند نمود و چاره ايشان را به هيچوجه نمي تواند نمود.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384  |