تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



نويسنده: سید حسن حسینی

منبع: سروش اندیشه، سال چهارم، شماره 12 و 13

چه با مارتین هایدگر موافق باشیم یا نه، که نیچه را «واپسین متافیزیسین» می­دانست، ولی بی­تردید نیچه سهمی سهمگین در شکل­گیری فلسفه­های معاصر داشته است. (1) تا بدانجا که برخی او را کمابیش نیای تمامی نحله­های فلسفی قرن بیستم می­دانند. چارلز تایلر مدعی است که فلسفه­ی معاصر اروپائی چیزی نیست جز وجهی نیچه باوری جدید. استانلی روزن به صراحت می­گوید: «فرید ریش نیچه، امروز پرنفوذترین فیلسوف غیر مارکسیست غرب است».


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386  | 

در عظمت اسپينوزا همين بس كه فيلسوفى چون هگل به صراحت مى گويد يا بايد اسپينوزايى بود و يا هرگز فيلسوف نبود. ياكوبى معتقد است كه با بودن اسپينوزا ديگر انتخابى نيست و هر فلسفه اى اگر به درستى دنبال شود به اسپينوزا مى رسد. او فيلسوف و رهبرى صريح بوده است و از تكفير هم نهراسيده است. زندگى اسپينوزا تجسم و تجسد فلسفه او بوده است و از حيث اخلاقى فرد بسيار سالمى بوده است.

مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386  | 

 

نیچه در دیباچه خواست قدرت نیچه آمده است :

«از آنچه عظیم است    یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن   یعنی به دور از آرایش و آلایش»

 

"زن در تفکر نیچه " موضوع گرد همایی بود که روز چهارشنبه 20 اسفند 1382 در" مجموعه فرهنگی تهران"  واقع در خیابان شریعتی – روبروی بهار شیراز – طبقه سوم سینما تهران  با میزبانی خانم لاهیجی  و سخنرانی آقای وحیدی – خانم نوشین شاهنده محقق و نویسنده کتاب "زن در تفکر نیچه" – و آقایان دکترحامد فولادوند و محمد بقایی ( ماکان) محقق و مترجم برگزار شد.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386  | 

 

داگلاس کلنر    ترجمه:  آرش جلال منش


نيچه جوان يونان را همچون مدلي از يک فرهنگ قوي، سالم و اندام وار مي بيند که افرادي خلاق و قوي مي آفريند. او در اولين اثر خود يعني زايش تراژدي، فرهنگ سرزنده ديونيزوسي حاکم بر يونان پيشاسقراطي و دوره جواني تراژدي يوناني را در مقابل گرايشات عقل گرايانه افلاطوني حاکم بر عصر خرد سقراطي و دوره پيري تراژدي يوناني قرار مي دهد. فرهنگ ديونيزوسي، فرهنگي است کاملاً زندگي باور و مبتني بر انرژي و شور جسماني


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386  | 

گردآوری :  آرمان

در این مقاله، گزیده ای از نقد نیچه بر تاثیر مدرنیسم بر ادعای حقوق مساوی زنان با مردان  ارائه می شود که البته از بسیاری جهات به مذاق اکثریت  بخصوص خانمها خوشایند نخواهد بود . اما او خود قبل از ارائه مطلب خود متذکر شده که این فقط نظریات شخصی  بر مبنای تجربیات خود اوست و ارائه آن در اینجا نیز به معنای تائید تمام و کمال آن نیست.  حتی در نظرم برخی از سخنان نیچه  و یا لحن گفتار او درخور سرزنش است.  زنان تحت ستم در طول تاریخ بخصوص براساس قوانین تبعیض آمیز مذهبی ، امروزه از شنیدن انتقادات به برابری حقوق زن و مرد آشفته می شوند ....


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386  | 

شايد جدال و بحث هاى والتر كا فمن و كارل ياسپرس در مورد رويكردهايى كه ياسپرس در مورد نيچه اتخاذ كرده بود را بتوان يكى از بحث انگيز ترين اتفاق هاى تاريخ فلسفه معاصر آ لمان دانست. آنچه كه در پى مى آيد گزارشى است پيرامون نقد هاى كافمن و پاسخ ياسپرس به تمام منتقدانى كه مى خواستند تفكر نيچه را در يك زندان سيستماتيك جاى دهند...
مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386  | 

برگرفته از مقاله اي در باب نيچه و پروست در روزنامه شرق

 

نيچه مسيحيت را آئينى زندگى برانداز و پوچ تلقى مى كرد. اما تجربه يكه و تاريخى مسيح را ارج مى نهاد. هرچند آن را قابل تعميم به ديگرى نمى دانست. «دان كيوپيت» نوانديش مسيحى درباره نيچه مى نويسد: «پيوند محكم نيچه با چهره هايى نظير پاسكال، به او آموخت كه در كنه اين دين اشتياقى آتشين براى حقيقت و صداقت باطنى نهفته است.» اما تا پايان عمر اين اشتياق را تنها در نزد عده انگشت شمارى دريافت. ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386  | 

 مترجم : سهیل اسدی

   

چرا اسپینوزا میخوانیم؟ تصور میکنیم که او یکی از بزرگترین فلاسفه است، اینطور نیست؟ مطمئناً او قسمتی از یک برنامه متعارف دانشگاهی است و دانشجویان علاقه به طفره رفتن از نوشته هایش دارند. اگر شما امتحانی داشته باشید از تاریخ فلسفه و در مورد دکارت، اسپینوزا، لایبنیز، لاک، برکلی و هیوم؛ آنوقت اسپینوزا همانی خواهد بود که کمتر میخوانید. در مقایسات سطحی، ارتباط اسپینوزا با مابقی بسیار بحث برانگیز است. پس از او فیلسوفی ادامه دهنده راه او نیست و بجز بر تعداد محدودی از طرفداران، هیچ تاثیر آنی از فلسفه او گذاشته نشد. بدتر از همه اینها، فلسفه او بسیار سخت است ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385  | 

 نيچه همچون شوپنهاور براين نظر بود كه خدايى وجود ندارد وانسان داراى روح ناميرنده نيست. اين را هم قبول داشت كه اين زندگى ما مشغله بى معنايى است كه سرشار از رنج و تنازع است و بانيروى غيرعقلى كه مى توان آن را اراده يا خواست ناميد هدايت مى شود. اما اين نتيجه گيرى شوپنهاور را نيز رد مى كرد كه بايد از چنين دنيايى روى برگرداند. به عكس ، معتقد بود كه بايد به تمامى در آن زندگى كنيم و هرچه مى توانيم از آن برگيريم . پرسش محوريى كه فلسفه نيچه مطرح مى سازد اين است كه در دنيايى بى خدا و فاقد معنا چگونه مى توان اين كار را به بهترين نحو به انجام برد.
مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385  | 

  دکتر حنایی کاشانی -  سایت : فل و سفه

 

شايد در تاريخ فلسفه و انديشه نتوان کسی را همچون فريدريش نيچه يافت که در نقد دين و فرهنگ و جامعه و ارزشهای اخلاقی چنان بيباکی کرده باشد که همه‌ی صفاتی را به خود نسبت داده باشد که مؤمنان و شهروندان و اخلاق‌گرايان به «دشمن» خود نسبت داده‌اند.

 

اميد مهرگان -  روزنامه شرق  

ما نيچه دوستان. بيراه نيست اگر بگوييم اين قسم دوستي در بطن خود حاوي نوعي ستيز و دشمني است. ستيزي كه دست كم در تاريخ بيست سال گذشته ايران، در مقام نوع ايدئولوژي فرهنگي، «از بالا» تزريق شده است: ستيز و دشمني با غرب.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385  | 

از : كامبيز توانا

 

فيلسوف تاثيرگذار آلمانى  در سال ۱۸۴۴ در پروس (آلمان فعلى) به دنيا آمد. نيچه بى شك از تاثيرگذارترين فيلسوفان عهد جديد آلمان است و عقايد و تفكرات او بيشترين تاثير را بر عقايد و جريان هاى فكرى معاصر گذاشت. عقيده او درباره انسان برتر و اراده و قدرت جزء نكات اصلى تفكر او است كه جريان هاى سياسى و فكرى از آن تاثير گرفته و بر اساس آن تئورى هاى خود را ارائه كردند. خود او درباره آينده تفكر خود مى گفت: «روزى فرا مى رسد كه نام من با عظمت در دنيا نقل شود، من يك ديناميت هستم.»...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385  | 

از مصاحبه مژگان ايلانلو  با داریوش آشوری  محقق و مترجم آثار نیچه

 گفتمان شرق _ غرب،از نظر من، يك فرآورده جهان سومى و در نتيجه بيمارگونه و بيمارى زا است. در حقيقت هيچ شباهتى يا رابطه اصيل و درستى، با گفتمان هاى عرفانى و حكمت الاهى سنتى ندارد، بلكه تقليدى است خام از فلسفه پردازى و مفهوم سازى به شيوه مدرن يا قلم اندازى هاى پرشور و پرسوز و گداز «شرقى»، بى آنكه به راستى هيچ نسبتى با عوالم عرفانى شرقى در عالم اصلى خود داشته باشد و بتواند آن را زندگانى دوباره بدهد...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385  | 

برگرفته از یک صد و چهل و يكمين نشست كتاب ماه ادبيات و فلسفه

   دكتر محسن جهانگيرى:

   اسپينوزا درياى بيكرانى است كه هر ميزان مطالعه در باب او باز هم اندك است.
در عظمت اسپينوزا، همين بس كه فيلسوفى چون هگل به صراحت مى گويد يا بايد اسپينوزايى بود و يا هرگز فيلسوف نبود. ياكوبى معتقد است كه با بودن اسپينوزا ديگر انتخابى نيست و هر فلسفه اى اگر به درستى دنبال شود به اسپينوزا مى رسد.
 


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385  | 

 

از سخنرانی  در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهرا ن  به انگيزه چاپ كتاب «نيچه؛ درآمدي به فهم فلسفي ورزي او» نوشته ياسپرس به ترجمه سياوش جمادي  توسط انتشارات ققنوس.

 

  سياوش جمادی:  «آندره مالرو» نويسنده و متفكر معاصر فرانسوي معتقد بود كه تفكر اروپايي، در پايان قرن بيستم يا نيچه اي خواهد بود يا ماركسي. نيچه به وخامت جنگ هاي ملي در قرن بيستم اشاره مي كرد و ماركس آينده پرولتاريايي را پيش بيني مي كرد، اما مالرو پيش بيني نيچه  را به واقعيت نزديك تر مي دانست...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385  | 

از مصاحبه  سایت نیلگون  با داریوش آشوری مترجم آثار نیچه  ، به مناسبت ترجمه "غروب بت ها " در سال 2003

 

”غروبِ بُت‌ها“ چهارمين كتابي ست كه من از نيچه به فارسي برگردانده ام؛ يعني پس از ”چنين گفت  زرتشت“، ”فراسوي نيك و بد“، و ”تبار شناسي اخلاق“. [ ترجمه ] حدودِ دو سال [طول کشید ] . البته اين مدت طول كشيدنِ كار، با توجّه به حجمِ به نسبت كمِ كتاب، به دو دليل است. يكي آنكه من كند و باوسواس كار مي‌كنم. هر متنِ ترجمه شده را بارها مي‌خوانم و اصلاح مي كنم.  در واقع، هر متنِ ترجمه شده را دستِ كم يك بارِ ديگر سراسر با متنِ اصلي مقابله مي‌كنم. به عبارتِ ديگر


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385  | 

مطلب زیر مقاله ای  است از آقای داریوش آشوری  که در  سایت فرهنگی  "بی بی سی" منتشر و در سایت  " جستار" این  محقق و مترجم برجسته،  معرفی شده است.  اصلِ اين مقاله به زبانِ انگليسی، با عنوانِ Nietzsche and Persia برایِ Encyclopedia Iranica نوشته شده است. در اینجا پانوشت ها ی متن اصلی حذف شده است .

 

فريدريش ويلهلم نيچه (۱۸۴۴-­۱۹۰۰) را فيلسوفِ فرهنگ ناميده اند، زيرا درگيریِ اصلیِ انديشه‌یِ او با پيدايش و پرورش‌ و دگرگونی‌هایِ تاريخیِ فرهنگ‌هایِ بشری ست، به‌ويژه نظام‌هایِ اخلاقی‌شان. تحليل‌هایِ باريک‌بينانه‌یِ درخشانِ او از فرهنگ‌هایِ باستانی، قرونِ وسطايی، و مدرنِ اروپا، و ديدگاه‌هایِ


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385  | 

منبع: ايلنا

 

نيچه در ۱۵ اكتبر سال ۱۸۴۴ در روكن واقع در زاكسن پروس به دنيا آمد. اين روز مقارن بود با روز تولد فردريش ويلهلم چهارم كه پادشاه وقت پروس بود. به يمن اين مقارنت، پدر اين كودك، كه سال ها معلم اعضاي خاندان سلطنت بود، نام فرزند خود را فردريش ويلهلم گذاشت. نام خانوادگي او نيچه بود. خود اين كودك بعدها كه بزرگ شد در يكي از كتابهايش گفته:...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385  | 

متن  زیر از جلد دوم کتاب "نقد عقل مدرن" که نتیجه مصاحبه "رامین جانبگلو" با متفکران معاصر است ، انتخاب شده است  . پل والادیه  فیلسوف مسیحی فرانسوی در پاسخ به این سوال که " آیا نزدیکی به فکر نیچه تلقی شما را نسبت به الاهیات مسیحی تغییر داد ؟ "  چنین پاسخ می دهد :

 

مگر جز این ممکن است ؟ شما نیچه را می شناسید. به دو صورت می توان به نیچه نزدیک شد ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385  | 

معناى نيست انگارى چيست؟ نيست انگارى به معناى ابطال ارزش هاى والاست، به معناى بى هدفى است و نداشتن پاسخى براى «چرا؟»  (نیچه)

 

از مقاله عبدالجواد فلاطورى- ترجمه خسرو ناقد

 

به باور نيچه، نيست انگارى مفهومى است «دو پهلو». اول نيست انگارى به معناى قدرت روح؛ كه نيچه آن را «نيست انگارى فعال» مى نامد. دوم نيست انگارى به معناى سقوط و زوال قدرت روح؛ كه نيچه نام «نيست انگارى منفعل» بر آن مى نهد.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385  | 

برگرفته ای  از مقاله  " رابرت ب. پی پين"  ترجمه "محمد سعید حنایی کاشانی"  از سایت "فل و سفه"

 

...

آنچه می‌توانيم «روش‌شناسی» نيچه در تأويل تاريخی عرضه ‌شده در تولد تراژدی بناميم به‌وضوح از اندرز خود او درباره‌ی «فوايد» تاريخ پيروی می‌کند، يعنی نظريه‌ای که نيچه در رساله‌ای که اندکی بعد نوشت عرضه کرد : «درباره‌ی فوايد و مضار تاريخ برای زندگی»...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385  | 

 متن زیر برگرفته از سخنرانی  عزت الله فولادوند  در یکی از فرهنگسراها  در بهمن 1382 میباشد که در جلد  33 و 34 مجله بخارا ، منتشر شده است.

از من درخواست شده كه  درباره تأثير نيچه بر انديشه و ادبيات قرن بيستم سخن بگويم- هر چند دامنه موضوع به قدرى وسيع است كه حتى اگر دهها نشست به بحث درباره آن‏اختصاص مى‏يافت، باز هم گمان نمى‏كنم حق مطلب به نحو كافى و وافى ادا مى‏شد....


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385  | 

از گفتگوي الميرا اكرمي با نوشين شاهنده مولف "زن در تفكر نيچه"،روزنامه شرق

 

مي توان آرا و آثار نيچه را تاويل و تفسيرهاي فراواني كرد و شايد هم در نهايت هيچ كدام از اين تعبير و تفسيرها، نيچه واقعي نباشد. بسياري از محققان معتقدند كه فلسفه نيچه جدا از اشارات او درباره زنان نمي تواند به درستي فهميده شود، نتيجه مي گيرند كه براي فهم كامل از فلسفه او نمي توان موضوع زن را ناديده گرفت. اگر بخواهيم جنبه منفي و زن ستيزانه ديدگاه او را بررسي كنيم، بايد بگوييم كه


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384  | 

 

باروخ اسپينوزا (B.Spinoza)  هلندي ، متافيزيسين، شناخت شناس، روان شناس، فيلسوف اخلاق، نظريه پرداز سياست و فيلسوف دين ، عموما به عنوان يكي از مهم ترين چهره هاي فردگرايي در قرن هفدهم به شمار مي آيد.اسپينوزا در سال 1632 به دنيا آمد و در جامعه يهودي آمستردام آموزش ديد. درسن 22 سالگي نام باروخ را ترك گفت و نام لاتين «بنديكت» را براي خويش برگزيد. در فاصله سال هاي 1652 تا 1656 در مدرسه "فرانسيس فان دن امدن" به مطالعه فلسفه دكارت پرداخت. به دليل داشتن عقايد غيررسمي و غيرسنتي درباره ذات الهي و نيز به دليل ترك كامل مناسك يهودي در سال 1656 از سوي جامعه يهود تكفير شد.تمام دوران حياتش را در هلند سپري كرد.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  | 

همشهري ، دكتر محرم آقازاده

 

 Nietzsche, Fridrich

فردريك نيچه، آلماني تبار است؛ در ۱۵ اكتبر سال ۱۸۴۴ در راخن متولد شده، و در ۲۵ اگوست سال ۱۹۰۰ در وايمار آلمان ديده از جهان بسته است. از علايق نيچه مي توان به هستي شناسي، شناخت شناسي، تفكر مسيحي و يوناني، نظريه ارزش ها، نهيليسم، زيبايي شناسي و نظريه فرهنگ اشاره كرد.
مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  | 

ايرج علي آبادي، مجله بخار

  «به سراغ زنها مى‏روى، تازيانه را فراموش نكن»

اولين بار اين جمله را در سر لوحه داستانى ديدم از صادق هدايت در سايه روشن به نام «زنى كه مردش را گم كرد.» با هدايت به معرفى‏شادروان محمود سنايى آشنا شده بوديم. سال 1322 بود و ما شاگرد كلاس سوم متوسطه. اين داستان از بهترين قصه‏هاى هدايت است وكتابهاى سايه روشن و سه قطره خون از بهترين مجموعه داستان‏هاى او.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  | 

دكتر محمد جواد صافيان

 

 " هنر داريم تا حقيقت ما را نابود نكند."  اين جمله نيچه مانند بسياري از گفته هاي او در گوش ما طنيني غريب دارد. نيچه، فيلسوف كسي را مي داند كه سخن نابهنگام مي گويد. آن كه اقوال مشهور و متعارف مي گويد، هر چه بگويد در مقام فيلسوف سخن نمي گويد. چرا اگر هنر نبود حقيقت ما را نابود مي كرد؟ هنر چيست؟ حقيقت چيست؟ اين قول كه حقيقت مي تواند به نابودي ما بينجامد، قولي نابهنگام است . سخن از حقيقت و تعريف حقيقت را سابقه اي لااقل به درازاي تاريخ متافيزيك غربي است. اما در جمله نيچه


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  | 

  از مقاله  محسن حيدريان  در سايت ايران امروز

  

مراكز معتبر آكادميك و فكری دنيای امروز ، اتفاق نظر دارند كه در ميان نخبگان و انديشه پردازان بزرگ تاريخ جهان پنچ تن از اهميت و جايگاه ويژه‌ای در شكل دادن به انديشه و معرفت كنونی جهان برخوردارند. ارسطو بعنوان پدر علوم ، منطق ، نجوم ، شعر ، ادبيات ، سياست و زيست شناسی در راس آنها قرار دارد. چهار متفكر و انديشمند ديگر اين ليست پنج نفره به ترتيب عبارتند از: افلاطون ، كانت ، نيچه و ويتگشتاين.

...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  | 

از سخنراني :  دكتر محمد ضيمران  

 

نيچه متفكري است سخت پرجنجال، ناسازمند و تفكربرانگيز. هيچ فيلسوفي در عصر حاضر يا تاريخ معاصر اين چنين ريشه اي به مسائل ديرپاي فلسفه غربي و ارزشهاي حاكم بر آن نپرداخته و بدين گونه بي محابا به مباني چنين رويكردي نتاخته است. در حقيقت تأثير فلسفه نيچه در چالش  بنيادهاي فكري و فلسفي مدرنيته در كليه گستره هاي فلسفي، اجتماعي و فرهنگي تأثيري انكارناپذير بر جاي گذاشته است. روي هم رفته چالش ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  | 

nezamdost.blogspot.com برگفته از وبلاگ سيزيف

 

اسپينوزا رو دوس دارم. هم اسپينوزای فيلسوف رو ، و هم اون يهودی تکفير شده ء منزوی رو که سه قرن و نيم پيش تو يه مزرعه دور افتاده ، نزديک لاهه ، تمام عمرو در تنهايی زندگی کرد ، فکر کرد ، کتاب نوشت و در چهل و پنج سالگی از مرض سل مرد.


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384  |