تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



 

انسان در جستجوي معني

نوشته : دكتر ويكتور فرانكل

استاد روان پزشكي دانشگاه وين

ترجمه : دكتر اكبر معارفي

  

اين كتاب شرح اتفاقات و وقايع زندان نيست، بلكه سرگذشتي است از آنچه بر سر يك زنداني آمده است، سرگذشتي كه كرورها مردم به آن گرفتار شده اند و از آن رنج برده اند. سرگذشتي است از درون اردوي متمركز اسيران جنگ از زبان يكي از بازماندگان. اين سرگشت به وحشت هاي بزرگ كه بسيار از آن سخن رفته ولي كمتر باور شده است كاري ندارد، بلكه از توده هائي از رنجهاي پراكنده سخن می  گويد. به عبارت ديگر اين نوشته تلاشي است براي نشان دادن اينكه زندگي روزانه اردوي اسارت چگونه در افكار زنداني معمولي اثر می  گذاشت.

بيشتر رويدادهائي كه در اين كتاب می  بينيد در زندانهاي بزرگ و معروف انجام نگرفت، بلكه در زندانهاي كوچكي بود كه بيشتر كشتارها روي داد. اين داستان رنجها و مرگ قهرمانان بزرگ و شهيدان سرشناس نيست و از كاپوها يا سردسته هاي مشهور، يعني آن زندانيهائي كه بنام معتمد شناخته می  شدند و امتيازهاي ويژه اي داشتند، صحبت نمي كند . نه از زندانيان نامي سخن می  گويد نه از زندانهاي مشهور و نه از زندانبانان معروف. پس اين كتاب حكايتي نيست از رنجهاي سروران، بلكه سرگذشتي از فداكاريها و رنجهاي فوجي از محرومين ناشناس و ناشناخته، از آناني كه بر دوش و بازو، نشان مشخصي نداشتند... 


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385  | 

اين گفته لسينگ  است كه " حوادث و اتفاقاتي باعث می شود كه شما عقل خودتان را گم كنيد وگرنه اصلاً عقلي نداريد كه گم كنيد". واكنش غير طبيعي در برابر وضعي غير طبيعي رفتاري طبيعي است. حتي ما روانپزشكان انتظار داريم واكنش فرد در برابر يك امر غير طبيعي، مانند فرستادن به تيمارستان و يا آسايشگاه بيماران رواني، رفتاري غير طبيعي باشد و هر قدر فرد سالمتر باشد شدت غير طبيعي بودن اين واكنش بيشتر است. واكنش انسان در برابر اسارت نيز از نظر روحي واكنشي غير طبيعي است، اما اگر به حقيقت بنگريم طبيعي بنظر خواهد آمد زيرا چنانكه بعداً نشان خواهم داد، واكنشي است عادي در برابر وضع موجود....


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385  | 

 

اگر بودن چيزي به عنوان هنر در زندان شگفت آور باشد، شوخي و مزاح گو اينكه بندرت صورت می گرفت شگفت آورتر است. شوخي يكي ديگر از اسلحه هاي روح است براي حفظ نفس، و بخوبي پيداست كه بيش از هر چيز ديگري بركناري لازم را به شخص خواهد داد كه حتي اگر به مدت كوتاهي نيز باشد  بر هر وضعي چيره شود. به يكي از دوستان كه با من در ساختمان كار می كرد ياد داده بودم شوخي كند. هر يك از ما سعي می كرديم روزي يك شوخي از آنچه ممكن است در آينده، يعني اگر آزاد شويم، برايمان اتفاق افتد بسازيم .


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385  | 

از مطالعه اين بحث روانشناسي و توضيحات مربوط  به دردشناسي رواني اسيران اردوي  ، فشرده ممكن است اين تصور پيدا شود كه انسان كاملاً و بدون اجتناب تحت تاثير محيط خود واقع می شود. التبه در اين بحث محيط، محيط منحصر بفرد زندان است كه زنداني را وامي داشت رفتارش را با الگوي پذيرفته آن تطبيق دهد.

پس آزادي بشري كجاست؟ آیا هيچ آزادي روحي در رفتار و واكنش در برابر محيط وجود ندارد؟ آيا اين نظريه درست است كه بشر چيزي جز محصول شرايط وعوامل محيط يعني محيط زيستي و رواني و اجتماعي نيست؟ آيا بشر حاصل تصادفي برخورد اين عوامل است؟ آيا واكنش زندانيان در دنياي بي همتاي زندان نشاني از آزادي دارد؟

اين پرسش ها را می توان بطور اصولي و از روي تجربه پاسخ داد. 


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385  | 

 

خوانندگان اين سرگذشت كوتاه، شرح صريح و كاملتري از اصول درماني من جويا هستند. به اينجهت من فصل كوتاهي درباره لوگوتراپي در نوشته اصلي «از اردوگاه مرگ تا اگزيستانسياليزم» آوردم. آن نيز تشنگي آنانرا فرو ننشاند و نوشته مفصلتري خواستند. در نتيجه براي چاپ فعلي آن فصل را دوباره نوشتم و مقداري بر آن افزودم.

اين تكليف سختي است .اينكه در چند صفحه آنچه را به آلماني در چهارده جلد نوشته ام بگنجانم آسان نيست. اينك كه اين سطور را می نويسم بياد پزشكي امريكائي می افتم كه وقتي كه بدرمانگاه من در وين آمده بود می گفت «آقاي دكتر ، آيا شما روانكاو هستيد؟» گفتم  ...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385  | 

معناي عشق

عشق تنها راهي است كه با آن می توان ژرفناي وجود ديگري را دريافت. كسي نميتو اند از وجود و سرشت فردي ديگر كاملا آگاه شود مگر آنكه عاشق او باشد. بوسيله اين عمل روحاني عشق، فرد خواهد توانست صفات شخصي و الگوي رفتاري محبوب را بخوبي دريابد و حتي چيزي را كه بالقوه در اوست. و بايد جان بگيرد درك كند. وي محبوب را قادر خواهد كرد بامكانات تحقق دهد.

در لوگوتراپي عشق پديده زاد نيست يعني پديده اي نيست كه از پديده اصلي ديگري زائيده شده باشد. عشق پديده باصطلاح اعتلاء يافته غريزه جنسي نيست و خود مانند میل جنسي پديده اي اصلي و ابتدائيست. میل جنسي معمولا حالتي است از بيان عشق و وقتي جائز و حتي مقدس و پاك است كه مركبي براي عشق باشد...


مطلب كامل را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385  |