تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



 

بابك خرمدين چهارم ژانويه سال ۸۳۸ ميلادي به دستور معتصم خليفه عباسي با قطع تدريجي دست و پا و اعضاي بدن كشته شد . سپس قطعات بدنش را در بيرون شهر سامرا به دار آويختند كه مدت ها به همان صورت باقي بود.
در آن قرن در هر گوشه ايران يك استقلال طلب بپاخاسته بود . در شمال و شمال غربي ايران همزمان: «بابك ، مازيار و افشين» بناي مبارزه با حكومت عباسيان را گذارده بودند كه از ميان آنان، بابك در عين حال فرضيه اجتماعي - اقتصادي مزدك را هم دنبال مي كرد و خواهان برابري كامل مردم و مالكيت عمومي ( اشتراكي ) بود. پيروان او پيراهن سرخ رنگ بر تن مي كردند و به نوشته يك تاريخدان قرن ۱۹ آلمان، به احتمال زياد دادن عنوان « سرخ ها » به كمونيست ها ريشه در همان زمان دارد .  
بابك بارها سپاه خليفه عباسي را شكست داده بود ، زيرا دژ و استحكامات متعدد داشت و از حمايت مردم محل برخوردار بود . وي با مازيار حاكم طبرستان (مازندران) و نيز افشين سردار استقلال طلب ديگر در ارتباط بود . مازيار به دليل همسايگي با طاهريان، از دور و در ظاهر احترام خليفه را داشت تا فرصت مناسب به دست آورد و افشين معتقد به انهدام قدرت خليفه از درون بود و با اين انديشه ، خود را به معتصم نزديك كرده بود ، ولي خليفه از همه چيز باخبر بود و براي تضعيف روحيه استقلال طلبي ايرانيان ؛ افشين را به جنگ بابك فرستاد . افشين در جنگي كه روي داد همه مساعي خود را به كار برد تا بابك باقي بماند كه بابك به دليل از دست دادن چند افسر خود به ارمنستان فرار كرد كه در آنجا به دام توطئه افتاد و به خليفه تحويل داده شد. معتصم خليفه وقت بابك را به طرز دلخراشي كه مورخان وقت شرح آن را داده اند و در تاريخ طبري هم آمده است بكشت .

بعداً مازيار نيز از طريق اغفال برادرش دستگير ، به سامرا كه معتصم پايتخت خود را به آنجا منتقل كرده بود انتقال و به طرز فجيعي كشته شد و جسدش را در كنار استخوان هاي بابك به دار زدند . سپس نوبت به افشين رسيد كه او را در بغداد گرفتند و خليفه تماس هاي وي را با مازيار و بابك رو كرد و با گرسنگي دادن او را بكشت و جنازه اش را در حاشيه سامرا به دار آويخت .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384  |