تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



لقمه اي كه از همه بيش گلو گيرم بود دانستن اين نبود كه زندگي خود به دشمني نيازمند است و مرگ و صليبهاي شكنجه:

اما يكبار پرسشي کردم و نزديك بود ازين پرسش نفسبند شوم: چه؟ آيا فرومايگان نيز براي زندگي ضروراند؟

آيا چاههاي زهرآلود و آتشهاي عفن و روياهاي پليد و كرمها در نان زندگي ضرورند؟

(چنین گفت زرتشت ، در باره فرو مایگان )

 

 

  ترجمه كاوه فيض اللهي – روزنامه شرق

 

  متن زير ترجمه آخرين فصل از آخرين كتابي است كه چارلز داروين در زمان حياتش منتشر ساخت.   اينكه پيرمرد در پايان رو به خاك مي آورد براي بسياري از داروين پژوهان هنوز معمايي است. استفن جي گولد، تكامل دان فقيد آمريكايي، در كتاب «دندان مرغ و انگشت اسب» (۱۹۸۳) نيز سر در پي داروين مي گذارد. ريچارد داوكينز در نقد اين كتاب مي نويسد: «جايي كه ديگران متكبرانه فضل فروشي مي كنند، گولد به زير خاك مي رود تا آخرين شاهكار داروين درباره كرم ها را بستايد.» گولد مي نويسد: «كتاب كرم  داروين، كار بي خطر كم اهميتي نيست كه طبيعي داني بزرگ را پيرانه سر به خود مشغول داشته باشد.»  «ما كه فاقد دركي از تاريخ هستيم و دريافت بسيار ناچيزي از اهميت انباشتي تغييرات كوچك اما پيوسته داريم، دشوار مي توانيم دريابيم كه همين زمين زيرپاهايمان شسته و رفته مي شود؛ كه زمين زنده است و پيوسته زير و رو مي شود...آيا داروين هنگامي كه آخرين خطوط حرفه اي اش را مي نوشت از آنچه انجام داده بود واقعاً آگاه بود، يا همانطور كه مرداني با چنين نبوغ گاهي مي روند شهودي پيش مي رفت؟ سپس به آخرين پاراگراف كتاب رسيدم و از شادي اين كشف بر خود لرزيدم. پيرمرد رند؛ حواسش كاملاً جمع بود. در آخرين كلماتش بازمي گردد و نگاهش را به آغاز مي دوزد، آن كرم ها را با نخستين مرجان هايش مي سنجد و كار همه عمر را از ريز و درشت به انجام مي رساند...» و سپس آخرين جمله هاي داروين را بازگو مي كند. آخرين جمله هاي داروين گويا از قلمي ديگر جاري مي شوند. كتابي درباره كرم خاكي با جمله هايي درباره مرجان به اتمام مي رسد. مخصوصاً جمله آخر آنجا كه مي گويد: «اما مرجان ها محدود به مناطق استوايي هستند.» گويي سخن روحي است كه در اشتياق آرزويي دست نيافتني، آرزوي تكرار تجربه هاي جواني، به پرواز درمي آيد. انگار پيرمرد خواننده را به كلي فراموش كرده است.


 كرم ها نسبت به آنچه بيشتر افراد در ابتدا گمان مي كنند، در تاريخ جهان نقش مهمتري ايفا كرده اند. آنها تقريباً در تمام كشورهاي مرطوب به شكلي استثنايي پرشمارند و نسبت به جثه شان از قدرت ماهيچه اي چشمگيري برخوردارند. در بسياري از مناطق انگلستان در هر آكر (۴۰۴۷ متر مربع) زمين، سالانه بيش از ده تن  خاك خشك از بدن آنها عبور كرده و به سطح زمين آورده مي شود؛ به طوري كه كل بستر سطحي خاك برگ ظرف هر چند سال يك بار از بدن آنها عبور مي كند. از رهگذر تخريب تونل هاي قديمي، خاك در جابه جايي پيوسته اما كند است و به اين ترتيب ذرات تشكيل دهنده آن به هم ساييده مي شوند. به اين وسيله پيوسته سطوح جديدي در معرض عمل اسيدكربنيك موجود در خاك و اسيدهاي گياخاك كه ظاهراً در تجزيه سنگ ها نسبت به اسيدكربنيك كارايي بيشتري دارند قرار مي گيرند. توليد اسيدهاي گياخاك احتمالاً طي عمل گوارش برگ هاي نيمه تجزيه شده كه مورد مصرف كرم ها قرار مي گيرند تسريع مي شود. بنابراين ذرات خاك، براي تشكيل خاك برگ سطحي، تحت تاثير شرايطي قرار مي گيرند كه براي تجزيه و تلاشي آنها فوق العاده مطلوب است. از اين گذشته ذرات سنگ هاي نرم تر در سنگدان هاي ماهيچه اي كرم ها كه سنگريزه هاي موجود در آنها مانند سنگ آسيا عمل مي كنند تا حدي متحمل سايش مكانيكي مي شوند. ريخته هايي كه به نرمي ساييده شده اند هنگامي كه در شرايط مرطوب به سطح زمين آورده مي شوند، در هواي باراني روي هر شيب ناچيزي جريان مي يابند؛ و ذرات ريزتر در سطوحي كه اندكي شيب دار باشند تا فواصل زياد شسته مي شوند.
...
باستان شناسان بايد از كرم ها ممنون باشند، چرا كه آنها هر شي اي كه روي سطح زمين رها شده و در معرض پوسيدگي نباشد را با مدفون ساختن آن در زير ريخته هايشان به مدت نامحدود حفط و نگهداري مي كنند. گذشته از اين بسياري از جاده هاي سنگفرش شده و ساير بناهاي باستاني زيبا و شگفت انگيز به اين ترتيب حفظ شده اند؛ گرچه هيچ ترديدي نيست كه در اين موارد خاك آب شسته و باد رفته از زمين هاي مجاور، به ويژه هنگامي كه زير كشت بوده اند، به كرم ها كمك شاياني رسانده است. اما جاده هاي سنگفرش شده كهن اغلب به علت نقب نابرابر كرم ها (اينكه زير يك طرف را بيشتر از آن طرف خالي كنند- م) دچار نشست نابرابر مي شوند. حتي پي ديوارهاي ضخيم باستاني نيز ممكن است به اين دليل سست شده و نشست كنند؛ و هيچ ساختماني از اين نظر در امان نيست، مگر آنكه پي هايش ۶ يا ۷ پا (تقريباً دومتر- م) زير سطح زمين باشد، يعني در عمقي كه كرم ها نمي توانند كار كنند. اين احتمال هست كه بسياري از تك سنگ ها و برخي ديوارهاي قديمي به خاطر نقب هايي كه كرم ها مي زنند سقوط كرده باشند.

كرم ها زمين را به نحوي عالي براي رشد گياهان داراي ريشه افشان و تمام انواع دانه رست ها آماده مي سازند. آنها خاك را به تناوب هوا مي دهند و آن را چنان الك مي كنند كه هيچ سنگريزه اي بزرگ تر از آنچه آنها مي توانند ببلعند در آن باقي نماند. آنها مانند باغباني كه براي برگزيده ترين گياهانش خاك نرم آماده مي سازد، همه چيز را از نزديك كاملاً با هم مخلوط مي كنند. در اين وضعيت خاك براي در خود نگاه داشتن رطوبت و جذب تمام مواد حل شدني و نيز براي فرايند شوره سازي (نيترات سازي) كاملاً مستعد است. استخوان هاي جانوران مرده، بخش هاي سخت تر حشرات، صدف نرمتنان خشكي، برگ ها و تركه ها همه در اندك زماني زير ريخته هاي انباشته كرم ها مدفون مي شوند و به اين ترتيب به شكل كم وبيش تجزيه شده اي در دسترس ريشه گياهان قرار مي گيرند. از اين گذشته كرم ها تعداد بي شماري از برگ هاي مرده و ساير بخش هاي گياهان را به خاطر مسدود كردن ورودي يا به عنوان غذا به درون تونل هايشان مي كشند.

برگ هايي كه به عنوان غذا به درون تونل ها كشيده مي شوند، پس از آنكه به ظريف ترين تراشه ها پاره، به طور ناقص هضم، و در ترشحات روده اي و ادراري خيسانده شدند، با مقدار بيشتري خاك مخلوط مي شوند. اين خاك همان گياخاك غني و تيره رنگي را تشكيل مي دهد كه تقريباً همه جا سطح زمين را با لايه اي نسبتاً مشخص يا جبه پوشانده است. هنسن  دو كرم را در ظرفي به قطر ۱۸ اينچ   قرار داد كه از ماسه پر شده و روي آن را با برگ هاي افتاده پوشانده بود. كرم ها به زودي برگ ها را به تونل هايشان در عمق ۳ اينچي كشاندند. پس از حدود ۶ هفته لايه تقريباً يكنواختي از ماسه به ضخامت يك سانتي متر پس از عبور از مجاري گوارشي اين دو كرم تبديل به گياخاك شدند. برخي اشخاص عقيده دارند تونل هاي كرم ها كه اغلب به طور عمودي تا عمق ۵ يا ۶ پا در زمين نفوذ مي كنند به مقدار قابل ملاحظه اي در زهكشي آن تاثير مي گذارند؛ هرچند كه ريخته هاي چسبناك انباشته در دهانه تونل ها مانع از ورود مستقيم آب باران به داخل آنها مي شود يا در اين كار اخلال مي كند. اين تونل ها اجازه مي دهند كه هوا تا اعماق زمين نفوذ كند. گذشته از اين حركت روبه پايين ريشه هايي با اندازه متوسط را تا حد زيادي تسهيل مي كنند؛ و ريشه ها در اين مسير با گياخاكي كه تونل ها را آستر كرده است تغذيه خواهند شد. بسياري از بذرها جوانه زني و رويش خود را مديون پوشيده شدن از ريخته ها هستند؛ بذرهاي ديگر كه در عمقي قابل توجه زير ريخته هاي انباشته مدفون مي شوند، در خواب مي مانند تا زماني در آينده تصادفاً سرباز كنند و جوانه بزنند.

كرم ها از نظر تجهيز به اندام هاي حسي فقيرند، به همين دليل نمي توان گفت كه مي بينند، اگرچه فقط مي توانند روشنايي و تاريكي را از هم تمييز دهند؛ مطلقاً كرند و تنها از بويايي ضعيفي برخوردارند؛ فقط حس لامسه در آنها پيشرفته است. بنابراين نمي توانند چيز چنداني درباره عالم خارج بياموزند و شگفت آور است كه در آستر كردن تونل هايشان با ريخته ها و برگ ها و در مورد برخي گونه ها در انباشتن ريخته هايشان به شكل ساختارهاي برج مانند از خود مهارت نشان مي دهند. اما شگفت آورتر از اينها آن است كه كرم ها در نحوه مسدود كردن دهانه تونل هايشان ظاهراً بايد به جاي صرفاً يك تكانه غريزي كور، درجه اي از هوش از خود به نمايش بگذارند. آنها تقريباً به همان شيوه اي عمل مي كنند كه اگر يك انسان بخواهد لوله اي استوانه اي را با انواع مختلفي از برگ، دمبرگ، مثلث هاي كاغذي و غيره ببندد عمل مي كند، زيرا آنها نيز معمولاً چنين اشيايي را از سر نوك تيزشان مي گيرند. اما در مورد اشياي باريك، تعدادي از آنها از سر پهن ترشان به درون كشيده مي شوند. كرم ها برخلاف بيشتر جانوران پست تر در تمام موارد به شيوه ثابت و يكساني عمل نمي كنند، براي مثال برگ ها را از پايكشان به درون نمي كشند، مگر آنكه بخش پايه اي پهنك به باريكي رأس يا باريك تر از آن باشد.

هنگامي كه به گستره اي پهناور و چمن پوش مي نگريم، بايد به ياد داشته باشيم كه لطافت و طراوتي كه زيبايي اش بدان وابسته است، عمدتاً مديون كرم هايي است كه تمام ناهمواري ها را آهسته تراز كرده اند. انديشه اي حيرت انگيز است كه تمام خاك برگ سطحي چنين گستره هايي هر چند سال يك بار از بدن نحيف كرم ها گذشته است
و بار ديگر خواهد گذشت. گاوآهن يكي از كهن ترين و ارزشمندترين اختراعات انسان است، اما در واقع مدت ها پيش از آنكه انساني هستي يافته باشد، زمين همواره شخم مي  خورد و اكنون نيز همچنان زير شخم كرم هاي خاكي است. ترديد دارم كه تعداد جانوران ديگري كه نقشي چنين مهم در تاريخ جهان ايفا كرده اند زياد باشد، نقشي هم پايه اين موجودات ساده و ابتدايي. با اين حال برخي جانوران ديگر كه اتفاقاً سازمان ابتدايي تري دارند، به نام مرجان، از اين نظر كه در اقيانوس هاي بزرگ جزاير و آبسنگ هاي بي شمار ساخته اند مي توان گفت كاري بس چشمگيرتر انجام داده اند اما مرجان ها تقريباً محدود به مناطق استوايي اند.

 

قطعه  زير كه ذيل عنوان «كيفيات ذهني كرم خاكي» از صفحات ۳۳ _ ۳۲ در فصل دوم اين كتاب ترجمه شده به لحاظ جسارت و ناديده گرفتن هشدار هاي انسان انگارانه بسيار قابل توجه است:

«  كرم ها ترسو و خجالتي هستند. در اينكه آيا كرم ها به هنگام آسيب ديدن آن اندازه كه پيچ وتاب هايشان نشان مي دهد درد مي كشند يا نه ممكن است ترديد باشد. اگر بر اساس اشتياق آنها به انواع خاصي از غذا قضاوت كنيم، احتمالاً بايد از خوردن لذت ببرند. شهوت جنسي شان آن قدر قوي است كه براي مدتي بر هراس آنها از نور غلبه كند. شايد آثاري از حس اجتماعي نيز در  آنها باشد زيرا از خزيدن روي بدن يكديگر ناراحت نمي شوند و گاهي در تماس با هم مي مانند. به گفته  هافمايستر زمستان را به تنهايي سپري مي كنند يا در هم به شكل يك توپ كلاف شده و در كف سوراخ هايشان مي خوابند. اگر چه كرم ها از نظر چندين اندام حسي كمبو دهاي قابل توجهي دارند اما براساس آنچه كه مثلاً از آزمايش هاي لورا بريجمن مي دانيم اين نقص ها الزاماً مانع از وجود هوش در كرم هاي خاكي نمي شوند و ديديم كه هرگاه توجهشان به چيزي جلب شود، احساس هايي كه در غير اين صورت به آنها توجه مي كردند را ناديده مي گيرند و توجه نشانه حضور نوعي ذهن است. از اين گذشته در مواقعي  خاص خيلي آسان تر از ساير مواقع برانگيخته مي شوند.

آنها اعمالي را به شكل غريزي انجام مي دهند. يعني تمام افراد حتي كوچك تر ها اين اعمال را تقريباً به يك شيوه انجام مي دهند. نمونه اين اعمال در نحوه دفع ريخته هاي گونه Perichaeta كه به شكل برج بالا مي آيد ديده مي شود و نيز در نحوه آستر كردن تونل هاي كرم خاكي معمولي با خاك نرم و سنگ هاي ريز و پوشاندن دهانه تونل با برگ . يكي از قوي ترين غرايز آنها مسدود كردن دهانه تونل هايشان با اشياي مختلف است؛ حتي كرم هاي بسيار كوچك نيز به همين شيوه عمل مي كنند. اما ... در كرم هاي خاكي درجه اي از هوش ظاهر مي شود تا در اين كار به نمايش درآيد _ نتيجه اي كه در رابطه  با كرم ها بيش از هر چيز مرا شگفت زده كرده است.»

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385  |