تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



برگرفته از مقاله دکتر یزدی

 

الگوي چين سه محور اساسي دارد كه عبارتند از: سركوب سياسي، رشد (توسعه) اقتصادي و آزادي هاي اجتماعي .

 1- چين با هر معياري و به گواهي كارشناسان معتبر اقتصادي و نهادهاي بين المللي از رشد اقتصادي چشم گيري در طي ۲۰ سال گذشته برخوردار بوده است. چين از جمله كشورهايي است كه توانسته است سهم عمده اي از سرمايه هاي جهاني، به خصوص آمريكا و چيني هاي بيرون از سرزمين اصلي را به خود جذب نمايد. مازاد تجارت خارجي چين با آمريكا، بالغ بر بيش از يكصد ميليارد دلار در سال است. چين با جمعيتي برابر با يك ميليارد و سيصد ميليون نفر، از نظر نيازهاي اوليه و اساسي خودكفا است. حكومت چين حزب كمونيست - توانسته  است با مهارت و هنرمندي و با موفقيت نظريه يك كشور دو سيستم را به اجرا بگذارد. براساس اين نظريه ساختار سياسي و اقتصادي بخش هايي از چين مي تواند با آنچه در سرزمين اصلي حاكم است متفاوت باشد. به عنوان نمونه هنگ كنگ، بعد از صد سال كه در كنترل بريتانيا بود به سرزمين اصلي پيوست. اما تغييري در ساختارهاي سياسي و اقتصادي آن ايجاد نشد. قبل از انتقال كامل مديريت و حاكميت به چيني ها، بسياري از سرمايه داران هنگ كنگي، از بيم آينده مبهم هنگ كنگ تحت تسلط رژيم پكن، به كانادا (ونكوور) مهاجرت كردند.نوعي ناامني و شك و ترديد درباره آينده هنگ كنگ به وجود آمد. اما چين هيچ گونه تغييري در ساختارها و مناسبات سياسي و اقتصادي هنگ كنگ به وجود نياورد، بلكه به تصديق بسياري از مسئولان و مقامات هنگ كنگ، بعد از انتقال حاكميت و مديريت هنگ كنگ به چين، اوضاع به مراتب بهتر از زمان سلطه انگليسي ها شده است. حاكمان چين همين سياست را در مورد تايوان در پيش گرفته اند و از حمايت ناسيوناليست هاي چيني تايوان، براي پيوستن به سرزمين اصلي، بدون تغيير در نظام سياسي و اقتصادي آن برخوردارند. در راستاي سياست «يك كشور دو سيستم» در ساختارهاي سياسي و اقتصادي برخي از نواحي چين، در داخل سرزمين اصلي نيز، به تدريج تغييراتي داده شده است. حزب حاكم چين، اما قبل از آن كه دست به اصلاحات اساسي در اهداف و برنامه هاي اقتصادي بزند، چندين اقدام اوليه ضروري براي اصلاح درون خود انجام داد.اولين گام، بعد از درگذشت مائوتسه تونگ، رهبر كاريزماتيك انقلاب چين، بركنار ساختن، بازداشت و محاكمه و محكوميت گروهي بود كه در دوران مائو، با همراهي و همگامي همسر مائو، تمامي امور كشور را در دست خود گرفته بودند. همسر مائو، به نام و از طرف مائو بيانيه مي داد. اين گروه آن چنان مائو را در مهار خود گرفته بودند، كه قديمي ترين و برجسته ترين اعضاي كميته مركزي حزب كمونيست هم نمي توانست با مائو ديدار و خلوت نمايد. در آخرين سال هاي حيات مائو، همين گروه بودند كه «انقلاب فرهنگي» را به راه انداختند و به دست جوانان تازه به دوران رسيده كليه مخالفين خود را در حزب كمونيست قلع و قمع كردند و بسياري از آنان را به اتهام «ليبرال بودن» يا به زندان انداختند و يا به نقاط دور و بد آب و هوا تبعيد كردند. مائو هنگامي درگذشت كه چين در بدترين و آشفته ترين وضعيت سياسي، اقتصادي و اجتماعي قرار داشت.بعد از درگذشت مائو، كميته مركزي حزب كمونيست چين توانست به تدريج استقلال خود را در برابر گروه ويژه (بيوه مائو و همدستانش) به دست آورد. نه تنها آن گروه را از قدرت بركنار ساخت، بلكه در دومين گام، تمام زندانيان سياسي دوره انقلاب فرهنگي، بسياري از رهبران و فعالان حزب كمونيست از كادرهاي قديمي حزب، كه به اتهام «ليبرال»، «ضد انقلابي» به زندان افتاده بودند، آزاد شدند. برخي از همين كادرها به كار دعوت شدند و معماران اقتصاد جديد چين، گرديدند.گام سوم حذف ايدئولوژي از مرامنامه حزب كمونيست چين بود، ايدئولوژي حزب كمونيست چين «انديشه مائوتسه تونگ» بود، نه ماركسيسم لنينيسم. انديشه مائو، پيوندي بود از ماركسيسم با عرفان كنفوسيوس چيني. اما اين پيوند نتوانست ريشه پيدا كند و جا بيفتد و تنها تا زمان حيات مائو مطرح بود.بعد از درگذشت مائو، حزب كمونيست چين با حذف ايدئولوژي، به يك حزب سياسي، با اهداف و برنامه هاي توسعه ملي تبديل گرديد.

 

2- محور دوم الگوي چين، سركوب سياسي، ناديده گرفتن حقوق بشر و پيمان هاي بين المللي است. نهادهاي بين المللي حقوق بشر، اعتراضات جدي به وضعيت حقوق بشر در چين دارند. استدلال چين در برابر فشار جهاني براي رعايت حقوق بشر، اين است كه حق هر انساني داشتن حداقل زندگي، يا به تعبيري داشتن يك قرص نان در سفره براي زنده ماندن است. حاكمان چين اين حداقل را براي بيش از يك ميليارد و سيصد ميليون جمعيت چين فراهم ساخته اند.

 

3- محور سوم الگوي چين، آزادي هاي اجتماعي و فرهنگي، در موضوعاتي نظير آزادي دين و مذهب و روابط زن و مرد، طرز لباس پوشيدن و رفتارهاي اجتماعي، هنر و موسيقي، رقص و آوازهاي فردي و جمعي و جشن ها و جشنواره ها است. اين موضوعات، به خصوص پوشش زنان، هيچ گاه موضوعي جدال برانگيز در چين نبوده است. در دوران مائوتسه تونگ، برخي از رفتارهاي اجتماعي، بخصوص روابط آزاد زن و مرد و يا مجموعه آنچه كه به نام فرهنگ غربي خوانده مي شود، غيرمجاز بود و محدوديت وجود داشت. گزارش هاي ناظرين خارجي در آن دوران حاكي از آن بود كه مثلا روابط جنسي بيرون از چارچوب زناشويي زوجين يا وجود نداشت يا بسيار نادر بود. انقلاب فرهنگي، با هدف مبارزه با فرهنگ غربي و مظاهر آن به راه انداخته شده بود. با شكست انقلاب فرهنگي و درگذشت مائو و تغييرات بعد از آن، حساسيت نسبت به فرهنگ غربي به تدريج كاهش پيدا كرد. هر قدر روابط اقتصادي چين با غرب، به خصوص با آمريكا، گسترده تر مي شود نه تنها از اين حساسيت كاسته مي شود، بلكه متعمداً اقتباس از آداب و رسوم غربي تشويق مي شود. . رشد اقتصادي در چين، ميزان اميد به آينده را در جوانان بالا برده است. اگر آزادي هاي سياسي نيست، اميد به آينده هست.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385  |