تلخيص از وبلاگ « يادداشتهاي يك مردمنگار در غرب »
خانمي جوان ، لباس آبي فرم به تن دارد و روي سينه اش آرم و نشان بيمارستان بود. هر روز اين افراد را در بخش مي ديدم. كنجكاو بودم بدانم اينها چه كساني هستند ؟
گفتم: ممكن است شما خودتان را معرفي كنيد؟
گفت: سانگ هستم، اهل كره جنوبي. دانشجوي فوق ليسانس رشته رقص درماني (dance therapy) هستم. استادم گفته شش ماه در بيمارستاني داوطلبانه كار كنم تا مهارت هاي عملي لازم براي برقرار ارتباط اجتماعي با بيماران را بدست آورم. و افزود : رشته اي مهمی است. دكتري هم دارد. هدف اين رشته كمك به درمان برخي بيماري هاي رواني، حركتي و كودكان از طريق رقص است. من هم به بخش ارتوپدي آمده ام كه بيمارانش مشكلات حركتي دارند. . كره تنها يك دانشكده رقص دارد و رقص درماني در حال حاضر در حد يك درس ارائه مي شود. اما اينجا اغلب بيمارستان ها و مدارس و كليساها به تخصص ما نياز دارند.
پرسيدم: لابد رشته و دانش جديدي است؟
گفت: رشته جديد، اما دانش قديمي است....مطالعات رقص درماني نشان مي دهد در آفريقا، سرزمين رقص، بيماري هاي رواني و حركتي از نقاط ديگر جهان كمتر است. هند هم آلبوم رقص هاي پيچيده و عمدتآ درمان بخش است.
شايد انقلاب رقص به گوشتان خورده باشد. اكثر كشورهاي غربي توجه خاصي به گسترش رقص در مدارس و كليسا ها و رسانه ها و جامعه دارند، زيرا رقص فوايد زيادي در پيش گيري و درمان بيماري ها دارد. به همين دليل گسترش آن در كشورهاي غربي را نوعي انقلاب مي نامند.
شادي و نشاط بخشيدن تنها بخشي از هنر رقص است. با توجه به اين كه در نتيجه توسعه تكنولوژي، مردم ديگر تحركات بدني لازم را ندارند، بايد زمينه ها و شرايطي فراهم كرد كه آنها به بدنسازي و نرمش و حركات بدني علاقه مند شوند.
گفتم: پس شما رقص را نوعی ورزش می بينيد؟
گفت: بله، البته يک هنر ورزشی. رقص يكي از شيوه هاي موثر جذب مردم به بدنسازي و مراقبت از بدن شان است. بيش از هشتاد درصد كساني كه به رقص مي پردازند، رژيم غذايي ويژه ايي دارند تا تناسب اندام شان بهم نخورد. در دنيايي كه چاقي مهمترين عامل مرگ و مير است، رقص روش كم هزينه و جذابی براي پيشگيري از چاقي است.
گفتم: من رقص را بيشتر با شادی می فهمم.
گفت:آن جنبه رقص هم ارزش درمانی دارد. از نظر بهداشت رواني رقص با شادي و نشاط آفريني اش انرژي فوق العاده ايي به فرد مي دهد كه مانع از افسردگي ، كه شايع ترين بيماري هاست ؛ مي شود.
جنبه هنری رقص هم ارزش درمانی دارد. جنبه خلاقانه و هنري رقص باعث مي شود كه فرد به جهان هنر ها وارد شود و با هنرهاي ديگر مانند موسيقي، تئاتر، فيلم و سينما پيوند بخورد. شما كمتر فيلم و كنسرت يا تئاتري مي بينيد كه رقص سهمي در آن نداشته باشد. از نظر رقص درماني اينها تمام زمينه هايي براي تقويت و حفظ بهداشت رواني فرد است، زيرا به اين وسيله افراد از انزواي اجتماعي يا گرايش به رفتار هاي ضد اجتماعي بازداشته مي شوند.
رقص نوعي مهارت حرفه ايي است كه براي فرد ايجاد حس هويت و تعلق اجتماعي مي كند. بررسي هاي تطبيقي در مطالعات رقص درماني نشان مي دهد ؛ رقصنده هاي حرفه ايي نسبت به كساني كه فاقد هويت حرفه ايي و هنري اند، اعتماد به نفس بالاتر، روابط اجتماعي گسترده تر، فرهيختگي و سلامت رواني بيشتري دارند. چون نگرش تازه ايي از بدن در فرد ايجاد مي كند، نگرشي كه بدن نه تنها وجود و اندام است، بلكه هنر و حرفه است. در نتيجه تلاش براي سلامتي و زيبايي بدن، تنها تلاش براي لذت و آسايش و آسودگي نيست. بلكه نوعي خلاقيت و هنر و حرفه است. ما اغلب نسبت به بدن هاي خود حساسيت و آگاهي لازم را نداريم، رقص اين آگاهي و حساسيت را در فرد ايجاد مي كند.
برخي از بيماري هاي رواني از طريق رقص درمان مي شوند. امروز در تيمارستان ها بيماران رواني را آموزش رقص مي دهند. بخشي از روش هاي نوين يوگا كه براي ايجاد تمركز انجام مي شود، نوعي رقص است. كودكاني كه بيماري هاي حركتي دارند از طريق موسيقي ها و رقص هاي ويژه ايي درمان مي شوند. حتي برخي از حيوانات خانگي نيز از طريق موسيقي و رقص معالجه مي شوند.
آيا شما مي توانيد بدون آنكه اشك بريزيد گريه كنيد؟ شادي و رقص هم مثل گريه و اشك است. مردمي كه نمي توانند راحت و آسوده برقصند، در واقع هيچگاه طعم شادي را هم نمي چشند. مردمي هم كه طعم شادي را نمي چشند با معيارهايي كه ما آموخته ايم دچار انواع بيماري هاي اجتماعي و رواني مي شوند. من حدس مي زنم افسردگي و خودكشي و رفتارهاي ضد اجتماعي در كشور شما خيلي بالاست.
گفتم: بله در كشور ما معتاد زياد است و افسردگي هم زياد است. اما اينكه جلوگيري از رقص باعث افزايش رفتارهاي ضد اجتماعي و افسردگي مي شود يا نه، نمي دانم، اما مي دانم كه در كشور ما افراد براي لبخند زدن بايد دليل داشته باشند!
گفت: يعني خنديدن و لبخند زدن هم جرم است؟
گفتم: جرم نيست، اما كمي وزن اجتماعي آدم سبك مي شود.
خنديد و گفت:خوش بحال آدم هاي اخمو!
گفتم: خوب، همه جاي دنيا اخموها كمي جنتلمن و با وقار و سنگين ترند!
گفت: گمان نمي كنم همه جاي دنيا اخموها کمی جنتلمن باشند! سالها پيش در كره، شعار ملي يكي از سال ها در مدارس اين بود كه جامعه خندان، جامعه سالم. عكس اين مطلب مي شود جامعه ا خمو، جامعه بيمار.
در اينجا هم رسم است كه مردم لبخند بزنند. به همين دليل انگليسي ها هميشه لبخند بر لب دارند، مگر دليلي براي نخنديدن داشته باشند. اينجا در مدارس و دوره هاي آموزش حرفه ايي مشاغل خدمات عمومي، كه افراد با مشتري سروكار دارند، به افراد ياد مي دهند كه لبخند زدن مهارت ضروري شغلي است. يعني اگر فرد دايمآ خندان و با نشاط نباشد، شغلش را از دست مي دهد. موضوع تنها جذب مشتري هاي بيشتر نيست، بلكه اينجا لبخندي گرم و مهربان، حق مشتري و ارباب رجوع است. شما اگر خدماتي هم دريافت نكنيد و كالايي هم نخريد، باز فروشندگان با لبخند از شما خداحافظي مي كنند. ما در رقص درماني افراد اخمو و كساني كه لبخند نمي زنند را جزء بيماراني طبقه بندي مي كنيم كه از طريق رقص درماني مي توانند معالجه شوند.
گفتم: دولت ايران مذهبي است و رقص را مغاير احكام ديني مي داند.
گفت: خداي دولت شما خيلي با خداي كليسای اينجا فرق دارد، زيرا در اينجا كليساها و مدارس مذهبي بيشتر از بقيه جاها بر موسيقي و رقص تاكيد مي كنند. من دوسال پيش در لندن براي كليساي كاتوليكي در زمينه روش هاي گسترش رقص ميان مردمي كه به كليسا مي آمدند كار مي كر دم. شعار كليسا اين بود كه رقص نيايش است. از آن موقع تابحال فكر مي كردم كه رقص هنري اصالتآ مذهبي است. البته در مطالعات رقص درمانی هم اين نكته بارها گفته شده است. حال شما مي گوييد كه دولت شما به دلايل مذهبي ، جلو رقصيدن را مي گيرد ؛ برايم باور كردني نيست.
http://nfazeli.persianblog.com/