رازى يكى از دانشمندان بنام ايران در سال ۲۵۱ هجرى (865-925 م ) در رى به دنيا آمد. نامش محمد پسر زكريا و كنيه اش ابوبكر بود.از جوانى به علم و دانش رغبت فراوان داشته و رياضيات و نجوم و كيميا از علايق وى بوده اند. چنانكه به سبب زيادى آزمايش و پرداختن به كيميا دچار چشم درد شده و وقتى طبيب ۵۰۰ دينار براى درمان وى مطالبه مى كند طبابت را كيمياى واقعى مى داند و سپس پيوسته به آن مشغول مى شود چنانكه به اندك زمانى با مجاهدت و ممارست بسيار در اين علم تبحر مى يابد.
علاقه و ميزان علم دوستى رازى به حدى بوده كه كسى هيچ گاه او را جدا از كتاب و كاغذ و قلم نديده و حتى شب ها به نحوى مطالعه مى كرده كه هر چه ديرتر خواب به سراغ او بيايد.
بيشتر او را به عنوان پزشك و كاشف الكل مى شناسند غافل از اينكه بى شك او نه تنها در پزشكى بلكه در ساير علوم خاصه، فلسفه و علوم طبيعى صاحب نظر و متبحر بوده است. از آنجا كه شديداً عقل گراست هر آنچه غير از عقل باشد تشخيص آن را مردود و غير قابل انكار مى داند تا جايى كه انسان را به سبب داشتن عقل بى نياز از هدايت و تعاليم پيامبران مى داند و بعيد نيست كه همين نحوه انديشه ملحدانه او در اجتناب از پيروى و حتى تحقيق درباره زندگى و آثار او نقش بسزايى داشته است. كتا بهايي در رد مذاهب و تناقضات بين كتب مقدس نوشته كه بدست ما نرسيده است. وي ماده و مكان و زمان را قديم مى پنداشت. نظريات رازى خاصه در «نقض الاديان» موجب مجادله و چالش شديد با ابوحاتم رازى از متفكرين اسماعيليه شد. اساس برخورد و تعارض رازى با اسماعيليه برسر مسئله خلقت اوليه و ابداع (آفرينش از هيچ) بوده است.
انديشه راسيوناليستى رازى طرفدارانى قابل توجه و درخور يافته است، ابوريحان بيرونى، ابن مسكويه، ابوحيان توحيدى، ابوالبركات بغدادى، ابوسليمان سجستانى و امام فخر الدين رازى كسانى هستند كه به نحوى به مكتب فكرى و مشرب علمى- فلسفى رازى منتسب هستند.
چیزی که باعث شد مسلمانان به شدت رازی را تکفیر کنند، دیدگاه های رازی در مورد ادیان بود. رازی هیچ آمیختگی و همگونی ای را در میان فلسفه و دین نمیدید. در دو کتاب روشنگرانه که یکی از آنها بعدا یکی از معروف ترین کتابهای کفر آمیز آزاد اندیشان اروپایی (سه دغلکار 1) را نیز بطور مستقیم تحت تاثر خود قرار داد، تنفر و ضدیت خود از ادیان مبتنی بر وحی را آشکار کرد. کتاب کفر آمیز رازی "در باب رسالت" از دست مخالفان وی نجات نیافت، اما این روشن است که محور اصلی کتاب ارجحیت استدلال بر وحی و معرفی فلسفه بعنوان تنها راه حقیقت و سعادت بوده است. اما از آثار کفر آمیز رازی، تنها قسمتهایی که یک نویسنده اسماعیلی بر آن نوشته است باقی مانده است . از نظر او :
همه انسانها برابر هستند، و بطور برابری دارای استعداد استدلال شده اند، و نباید استعداد استدلال خویش را در برابر ایمان کور دست کم بگیرند و از دست بدهند. این استدلال است که انسان را قادر میسازد تا حقایق علمی را مستقیما دریافت دارد. رازی می گوید پیامبران هرگز نمیتوانند ادعا کنند که دارای برتری فکری و روحانی خاصی نسبت به بقیه هستند. در حالی که مردم را با غرق کردن خود در دروغهایی که از خود تراوش میکنند به اطاعت کور کورانه از "گفتار ارباب" فرا میخوانند؛ ادعا میکنند که با پیامی از طرف خدا آمده اند.
معجزات پیامبران نیرنگهایی هستند که بر حیله گری استوارند، و یا داستانها و روایاتی که از آنها به یاد مانده است مشتی دروغ است. باطل بودن تمام چیزهایی که پیامبران میگویند ااز این حقیقت آشکار میشود که گفتارهایشان با یکدیگر در تضاد است، پیامبری آنچه پیامبر دیگر منع کرده را در حالی که خود را مخزن و انبار حقایق میداند مجاز میگرداند. انجیل تورات را نقض میکند و قرآن انجیل را. یک مجموعه طبقه بندی شده از "افسانه هایی پوچ و متناقض" که بطور مضحکی آنرا بی مانند میخوانند و این در حالی است که در واقع ادبیات و زبان، سبک و این لاف معروف "فصاحتش" از بی عیب و نقص بودن بسیار دور است.
از منظر آداب و رسوم، سنت و تنبلی فکری باعث میشود که انسانها رهبران مذهبیشان را کورکورانه دنبال کنند. ادیان اصلی ترین دلیل جنگهای خونینی بوده اند که نوع انسانها را بلا زده کرده است. ادیان همچنین دشمن ثابت قدم تفکر فلسفی و تحقیقات علمی بوده اند. نوشتارها و کتابهای به اصطلاح مقدس بی ارزش هستند و ضرر آنها برای انسانها تاکنون بیشتر از فایده آنها بوده است، در حالی که نوشتارهای قدمایی همچون افلاطون، ارسطو، اقلیدس و بقراط تابحال خدمات بسیار بیشتری را به انسانیت به سمر رسانده است.
دین حقایق را خفه میکند و کینه را پرورش میدهد. اگر قرار باشد کتابی درون خودش حقانیت و نتیجه از وحی بودن اش را آشکار سازد، رساله های هندسی، ستاره شناسی، پزشکی و منطق میتوانند این ادعا را خیلی بهتر از کتب مقدس مشخص کنند.
در فلسفه سیاسی، رازی معتقد بود که اشخاص میتوانند در یک جامعه منظم بدون اینکه در وحشت از قوانین مذهبی ای که پیامبران انسانها را به پیروی از آنها مجبور ساخته اند زندگی کند. رازی معتقد بود که این فلسفه و استدلالات انسانی است که باعث سعادت و پیشرفت انسانها است نه دین و مذهب.
و بالاخره رازی معتقد به پیشرفت فلسفی و علمی بود. معتقد بود که علوم از نسلی به نسل دیگر پیشرفت میکنند. معتقد بود که اشخاص باید با بینش آزاد و بدون تعصب باشند، و مشاهدات تجربی را تنها به این دلیل که با پیشفرض های قبلی آنان همخوانی ندارد رد نکنند. رازی معتقد بود که کارهای علمی و فلسفی او با کارها و نظریات انسانهایی از لحاظ علمی برتر از او، در آینده جایگزین خواهد شد.
آثار کفر آمیز او بطور مشخص و دقیق باقی نمانده است . می گویند متعصبان به جرم کفر ورزیدن و نفی کردن وحی آنقدر با کتاب خودش بر سرش کوبیدند تا کور شد و اینکه علی رغم آنکه پزشکی میخواست اورا تیمار کند هرگز اجازه نداد وی را مداوا بکنند و میگفت نمیخواهد دنیای اینچنین را بار دیگر ببیند.
براساس فهرست بيرونى مجموعه آثار رازى براساس موضوع به شرح زير است: ۵۶ كتاب در طب ۳۳، كتاب در طبيعيات۷، كتاب در منطق۱۰، كتاب در رياضيات و نجوم۷، كتاب در تفسير و تلخيص و اختصار كتب فلسفى يا طبى ديگران۱۷، كتاب در علوم فلسفى و تخمينى۶، كتاب در مافوق الطبيعه۱۴، كتاب در الهيات۲۲، كتاب در كيميا ۲، كتاب در كفريات۱۰، كتاب در فنون مختلفه كه جمعاً بالغ بر يكصد و هشتاد و چهار مجلد مى شود.
بزرگترین اثر پزشکی وی دایره المعارف جامع الکبیر معروف به المعادی است که نوشتن آن در حدود 15 سال طول کشید. مطالعه دفاتر پزشکی ای که رازی نوشته است به خوبی نشان میدهد که رازی شخصی بسیار آزاد اندیش بوده است و از تعصب و انجماد فکری کاملا بدور بوده است. در این دفاتر رازی بطور دقیق و مشخص بهبود بیمارانش، مشکلات آنها و راه های درمان آنها و نتیجه این درمانها روی بیماران را ثبت کرده است. رازی یکی از اولین رساله ها را در مورد بیماری های واگیردار آبله و سرخک نوشت، که بعد از اختراع دستگاه چاپ در اروپا این رساله ها از اولین کتابهایی بود که ترجمه شد و چاپ شد.