تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



 

اسطوره را نبايد چونان خرافه و يا حتى مترادف افسانه پنداشت بلكه جهان اساطير متمايز و فراتر از هر دوى آنهاست، جهانى واقعى انگاشته، داراى چارچوب و پاسخگوى زندگى و نياز ها و پرسش هاى زندگان دوران خويش. و از همه مهم تر ويژگى مشترك تمام انسان هاى پيشين، كه با تمام تفاوت ها، شباهت ها و تاثير پذيرى هاى مهمي  با يكديگر دارند.
ريشه و خاستگاه اساطير را برخى چون «ردولف اتو» در ترس از مافوق الطبيعه مى انگارند  و برخى ديگر دو انگيزه نيرومند را در سراسر اساطير و اديان موثر و آغاز گر مى دانند:

۱- حيرت و ۲- انگيزه خود _ رستگارى، آزادى و يا رهايى از جهانى كه از تب و تاب افتاده است.

 از همين منظر بوده كه فيلسوف بزرگ يونان نيز، آغاز و خاستگاه فلسفه را، حيرت مى انگاشت.
علت آفرينش چيست؟  اساطير پاسخ هاى گوناگون داده اند مثلاً در اسطوره سومرى، انسان براى لذت خدايان آفريده شده است و جالب اينكه به همين دليل در اين اسطوره، اساساً پرستش معنا ندارد   و البته در برخى ديگر از بينش هاى اساطيرى از جمله اساطير يونانى، انسان و خدايان متقابلاً به هم نيازمندند  و پيداست كه اين نگره با سراسر اديان شرقى و بى نيازى اهورامزدا، يهوه، تثليث و الله از بندگان ناسازگار است. اوپانيشاد، معتقد است كه آفرينش نتيجه «دو شدن يك» است.

 

 

  دل انسان منطق خاص خود را دارد که منطق قادر به درك آن نيست. (  پاسکال )

***

واقعيت اين است که متوليان دين و روشنفکران جاه طلب مدام مردم را وسوسه می کنند و فريب می دهند. منظورم روزنامه ها و راديو و تلويزيون است که مرتب به ما می گويند در چه دنيای بدی زندگی می کنيم...

من مقالات روزنامه ها را فقط زمانی می خوانم که يکی از همکاران و يا دوستانم به من توصيه کند که لازم است بخوانم. از اين رو هيچ روزنامه ای را مشترک نيستم؛ فقط چند نشريه علمی و تخصصی به دستم می رسد. تلويزيون هم ندارم و شايد در طول سال يک دوبار به راديو گوش دهم. حال شما علتش را می خواهيد بدانيد؟ برای آنکه اوقاتم به هدر نرود و تا حدی زيادی هم از دردسر  و ناراحتی به کنار بمانم...

... تلاش برای برپايی بهشت بر روی زمين، هميشه راه به جهنم برده است. کسانی که می پندارند قادرند بشريت را سعادتمند کنند، آدم های خطرناکی اند.

... من يکی از مخالفان ايدئولوژی ها هستم، اما هرگز باور ندارم که  نسبت به آرمانهای بزرگ شک و ترديد داشته ام. من نه به آرمانهای بزرگ، بلکه به بشارت دهندگان و مبلغان که اغلب از  اين آرمانها سوءاستفاده کردند مشکوک بوده ام. ( از مصاحبه با پوپر )

***

هر ملتی نسبت به‌تشابه یا تفاوتی که بین خود و دیگر ملتها می‌بیند، مفاهیم زیبایی و زشتی و خوبی و بدی را برای خود تعریف می‌کند.

افسانه سرایان هندی روایت می‌کنند که در هندوستان مکانی یافت می‌شود که تمام مردمانش گوژی بر پشت دارند. روزی جوانی خوش‌اندام و خوش‌اخلاق گذارش به این مکان افتاد. اهالی شریف شهر بر جوان گرد آمدند و اندام عجیب این غریبه را به‌نظاره نشستند. از چهره ها و قهقهه‌هایشان و از  دشنام‌ها و ناسزاگویی‌هایشان و از گوژهایشان، آثار حیرت و شگفتی پدیدار بود. بخت با جوان یار بود و در میان جمعیت شهر پیری دانا زندگی می‌کرد که گمان می‌رفت در طول حیات خود آدم بی‌گوژ نیز دیده بود.

پیر فرزانه خطاب به‌جمع گفت: «چه می‌کنید دوستان من؟! روا ندارید به‌این جوان نگونبخت دشنام را. سپاس گزاریم طبیعت را که ما را زیبا آفریده و پشت‌هایمان را با تپه‌ای از استخوان نرم آراسته است. ای یاران! بیایید با هم سوی پرستشگاه روان شویم و سپاس داریم ایزد لایزال را به‌شکرانهء این نعمت».

باری، هر که در میان مردم خود نمی‌خواهد غریبه باشد، هر که در سرزمین گوژاخلاق، از تحقیر و پرخاش عموم در امان می‌خواهد باشد، باید بیندیشد که در این سرزمین چه می اندیشند؛ باید مقهور همهء پیشداوری‌های حاکم شود. او باید، با غرور تمام ، «هم گوژ» جماعت شود؛ زیرا نداشتن نظری نه چندان خوب نسبت به سرزمین اجدادی، در زمرهء عیوب بزرگ بشمار می‌آید.

 Johann Georg Zimmermann (1728-1795) (  ترجمه خسرو ناقد )   naghed.net

***

تصوير قالبی «مسلمان مکتبی» امروز که بی‌شباهت به «خمرهای سرخ» در فيلم کشتزارهای مرگ نيست تصويری تهوع‌آور است و شگفتا که مدعيان مسلمانی نيز چه بسيار کوشيده‌اند که همين تصوير را در اذهان جايگزين کنند.  ( محمد سعید حنایی کاشانی )

***

از گزارش علمی : گوسفنداني که مدتهاي زيادي تنها در انبار غلات به سر مي برند، افسرده مي شوند به طوري که اين حالت را از ريتم قلبي ، طرز بع بع کردن و نمونه اي از خونشان درک کرده اند.
اين اضطراب در آنها با نشان دادن عکس گوسفندان ديگر و همچنين تصاويري از بزها، قابل درمان است و اثر مثبتي روي آنها داشته است! 
(جام جم آنلاین )

***

در تو در توي ا ين کشور بزرگ و زير اين پرده نازک معنويت تبليغ شده، دنياي لجني خوابيده است. جنايت و فقر غوغا مي کند. اين درد دل همه شماهاست و هرکس اندک عقلي داشته باشد براي آينده اين کشور که اولويتها به شدت به هم ريخته است نگران مي شود. آري، اولويتها به هم ريخته!  ( وب نوشت ابطحی )

 www.webnevesht.com/weblog/

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |