تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



 

پرويز شهرياري مي گويد:

هميشه راه خودم را رفته ام و اگر كارمثبتي كرده ام به اين دليل بوده كه كار خود را كرده و راه خود را رفته ام و آنچه به نظرم درست آمده انجام داده ام . اصلاً توجه نداشتم كه آيا كاري كه مي كنم مرا نام آور مي كند يا نه ؟ و چندي پيش ناگهان متوجه شدم كه حدود دويست اثر تاليف و ترجمه كرده ام .
 

پرويز شهرياري از چهره هاي شناخته شده علم و آموزش رياضيات، در سال ۱۳۰۵ در محله دولت خانه (يكي از فقيرترين محله  هاي كرمان) چشم به جهان گشود. پدر در سي و شش سالگي درگذشت و مادر مسئوليت اداره خانواده را بر عهده گرفت. در روزگار جواني براي تأمين قسمتي از هزينه هاي زندگي به كار پرداخت تا با مادر همگام شود. وي پس از اتمام دبيرستان وارد دانشسراي مقدماتي كرمان شد سپس براي ادامه تحصيل در رشته رياضي به دانشكده علوم تهران وارد شد. همزمان در كلاس هاي شبانه به تدريس پرداخت. وي در طول ساليان تحصيل از بديهي ترين امكانات زندگي نيز محروم بود، اما همه اين مشكلات نه تنها وي را از كسب علم محروم نساخت بلكه از وي شخصيتي درد آشنا و سخت كوش ساخت كه براي كاهش درد دردمندان تلاش مي كرد. به دليل مبارزات پي گير براي تغيير وضعيت موجود در سال ۱۳۲۸ روانه زندان شد. اما زندان مجال ديگري را براي وي فراهم كرد تا به فراگيري زبان روسي بپردازد. با آموختن زبان جديد دست به ترجمه كتاب هاي گوناگون زد . وي ساليان متمادي به تدريس در دبيرستان ها و دانشكده هاي مختلف پرداخت و در عين حال با تأليف و ترجمه صدها كتاب در زمينه رياضيات، آموزش رياضي، تاريخ، كاربردها و فلسفه رياضي توانست نقش مهمي در زمينه تأمين كتاب هاي مورد نياز دانش آموزان دانشجويان و نسل جوان ايفا كند. نكته لازم به ذكر آن است كه همه فعاليت هاي وي (از جمله ترجمه كتاب) هدفمند بود. وي براي آشنايي جوانان با قانون هاي حاكم بر طبيعت و جامعه كتاب «بازي با بي نهايت» اثر روزاپتر رياضي دان مجارستاني را ترجمه كرد و با ترجمه «رياضيات، محتوي، روش و اهميت» سعي در بسط تفكر فلسفي جوان داشت.

 

 وي در مصاحبه اي در باره معضل كنكور چنين گفت :

اين كه عرض مي كنم اين كنكور دانش مملكت را ويران مي كند يك دليلش اين است كه كتابخوان توي مملكت خيلي كم پيدا مي شود.    به خانواده هايي مراجعه كردم كه ببينم كتابخانه شخصي دارند يا نه . از زماني كه كنكور سراسري به شكل تستي درآمده ديگر كتاب خواندن قطع شده و ديگر خانواده ها كتاب نمي خرند.

 

يكي از مشكلات نظام آموزش فعلي ما «كنكور» است. به خصوص اين كنكورهاي تستي مرسوم... آمريكايي ها مبتكر تست بودند، ولي حالا خودشان به تدريج آنرا كنار مي گذارند. زيرا با تست نمي توان سنجش دقيقي انجام داد. با استفاده از تست نمي توان تاريخ رياضي، كاربردهاي رياضي، فلسفه رياضي را آموزش داد و سنجش كرد. با تستي شدن آزمون ها همه اين موارد از آموزش رياضي كنار گذاشته مي شود و رياضي به چيزي تبديل مي شود كه هيچ ارتباطي با بقيه علوم ندارد....كمتر از ده درصد داوطلبان در اين آزمون ها قبول مي شوند كه در بسياري از موارد از رشته خود ناراضي هستند. در نتيجه هم دانش و هم هنرها وضعيت مطلوبي ندارد.
... من زماني كه تدريس مي كردم به كلاس آخر (يا همين پيش دانشگاهي) درس نمي دادم زيرا اين دانش آموزان شديداً دلواپس كنكور بودند. به همين دليل معمولاً كلاس سوم درس مي دادم. ولي در همين كلاس ها هم تا يك كلمه از تاريخ رياضي يا كاربردهاي آن را مي گفتم، زمزمه اعتراض بلند مي شد كه از اين موضوعات در كنكور نمي پرسند و از ما تست مي خواستند. در تست حتي مفاهيم رياضي فراموش شده است... ما تنها كشور دنيا هستيم كه كنكور داريم و بايد بپذيريم كه اين وضعيت غير عادي است.
....در جنگ جهاني دوم آلمان ويران شد. گمانم آن زمان صدر اعظم آلمان آدنائر بود. دولت آمريكا براي بازسازي آلمان مقداري كمك كرد. صدراعظم آلمان در مجلس گفت من اجازه نمي دهم حتي يك سنت از اين پول خرج رفاه مردم بشود. همه را خرج آموزش و پرورش كنيد. ده سال بعد نتيجه اش را مي بينيد. كه شما هم نتيجه اش را ديديد. آلماني كه سراسرش با خاك يكسان شده بود، امروز از لحاظ صنعتي تمام دنيا را زير سلطه خود دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384  |