گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي
|
|
|
|
|
از روزنامه شرق-علی ملائكه 1882 تدريس طب سوزني از طرف آكادمي سلطنتي پزشكي بريتانيا تحريم شد. هر دو شوراي انجمن پزشكي آمريكا در 1981 و «شوراي ملي ضد شيادي در امور بهداشتي» در 1991 با بررسي اطلاعات در دسترس نتيجه گرفتند كه طب سوزني اساس علمي ندارد. به رغم مخالفت ها در طول 25 سال گذشته كاربرد طب سوزني در آمريكا گسترش يافت. بر اساس تحقيقي كه دانشگاه هاروارد نتايج آن را در سال 1998 انتشار داد، هر سال آمريكاييان 5 ميليون بار به وسيله متخصصان طب سوزني ويزيت مي شوند و تحت فشار گروه هاي حامي طب سوزني در ايالت هاي آمريكا هيأت هايي براي دادن پروانه به افرادي به عنوان «متخصص طب سوزني» (accupuncturist) به وجود آمدند كه مي توانند بدون رفتن به دانشكده پزشكي به انجام اين روش درماني بپردازند. از طرف ديگر گزارش «گردهمايي اجماع در مورد طب سوزني» كه در 1997 به وسيله «موسسات ملي بهداشت» برگزار شد حاكي از آن است كه طب سوزني به نحوي وسيع به وسيله هزاران پزشك، دندانپزشك، متخصصان طب سوزني و ساير متخصصان براي تخفيف درد و ساير بيماري ها به كار مي رود. «سازمان غذا و دارو» (FDA) در آمريكا در سال 1993 سوزن هاي طب سوزني را از رده «وسائل پزشكي در حال آزمايش» خارج كرده است و اكنون آنها را جزء وسائل معمول پزشكي مثل اسكالپل و سرنگ رده بندي مي كند. در تحقيقي كه به وسيله «آتسين» درمورد 4هزار پزشك آمريكايي و پزشكاني از 9 مليت ديگر كه عمدتا به طب غربي مي پرداختند انجام شد، اغلب آنها اظهار كردند كه در طول دوران كاري خود دست كم يك بيمار را براي درمان به متخصص طب سوزني ارجاع داده اند. نيمي از آنها به تأثير طب سوزني اعتقاد داشتند. فلسفه طب سوزني از ديدگاه طب سنتي شرق كتاب كلاسيك طب چيني «امپراتوري زرد» كه 2300 سال پيش نوشته شده است، از اولين اسناد شناخته شده در مورد طب چيني است. زبان متون طب سنتي چين بيانگر استعاره هاي طبيعي و كشاورزي روستايي است، اين زبان توصيف كننده فلسفه كاركرد هماهنگ انسان درون جهاني داراي نظم است. الگوي سلامتي، بيماري، درمان با هماهنگي يا ناهماهنگي در اين چارچوب نظم بزرگتر تعريف مي شود و شامل واكنش آنها به افراط هاي بيروني در باد، گرما، رطوبت و سرما و نيز افراط هاي دروني مانند خشم، هيجان، نگراني، غم و ترس است. به اين ترتيب بيماري به نحوي شاعرانه توصيف مي شود. با تقسيماتي كه بين قطب هاي متضاد «يين» و «يانگ» (درون در برابر بيرون، سرما در برابر گرما، فقدان در برابر وفور) و شاخص هاي مربوط به عناصر اصلي (چوب، آتش، خاك، فلز و آب) و تأثيرات عملي كه به طور سنتي به هر يك از اندام هاي بدن نسبت داده مي شود. نحوه انجام درمان بستگي به آگاهي از اين قوانين فلسفي پيچيده حاكم بر رابطه فرضي دو نيروي عمده «يين» و «يانگ» دارد كه نمودهاي انرژي «چي» (qi) هستندو هم در بدن و هم دركيهان وجود دارند. بر اساس اين نظريه براي حفظ سلامت نيروي انساني و طبيعي بايد در حالت تعادل باشند، يين و يانگ داراي 5 مرحله تحولي (5 عنصر) آتش، خاك، فلز، چوب و آب هستند. 10 سيستم اندامي بدن مثل قلب، گوارش و... با اين 5 عنصر مربوطند و علاوه بر آن 10 سيستم، دو اندام پريكارديوم (پرده اطراف قلب) و قسمت تحتاني شكم - كه «گرم كننده سه گانه» ناميده مي شود _ مجموعا 12 سيستم را تشكيل مي دهند. اين 12 سيستم اندامي داراي مسيرهاي انتقال انرژي چي هستند كه نصف النهار ناميده مي شوند. 12 مجراي اصلي و 8 مجراي فرعي در نظر گرفته مي شود كه انسداد جريان انرژي در آنها به وجود آورنده بيماري است. 12 مجراي اصلي انرژي به وسيله 12 محل نبض شرياني، شش محل روي هر يك از شريان هاي راديال در مچ هر دست به 27 گونه قابل تشخيص است. درمان با فرو بردن سوزن در 2هزار نقطه معين شده كه بر روي اين نصف النهارها واقعند براي برقراري تعادل مجدد نيروي يين و يانگ انجام مي شود. مسيرهاي انرژي در نظر گرفته شده در طب سوزني با اطلاعات تشريحي ما درباره مسير عروق و اعصاب تطبيق نمي كنند. طب سوزني از ديدگاه علمي مشكل است كه نظريه ها و رويكردهاي طب سوزني را با مفاهيم زيستي _ پزشكي آناتومي و فيزيولوژي در طب علمي تطبيق داد. در 20 سال گذشته سعي شده است كه اين نظريات را با اصطلاحات نوروبيولوژي مدرن دوباره بيان كنند. سه دسته سازوكار عمده براي توجيه كردن اثرات طب سوزني عنوان شده است كه بيشتر ناشي از تحقيقات روي حيوانات آزمايشگاهي است. 1 _ هدايت سيگنال هاي الكترومغناطيسي انرژي حاصل از فرو بردن مداوم سوزن يا القاي جريان الكتريكي مستقيم از طريق آن باعث تحريك شدن بروز ژني پپتيدهاي عصبي در رشته هاي عصبي مجاور مي شود. هشتاد نقطه اصلي كه در طب سوزني مورد استفاده قرار مي گيرند، محل ورود رشته هاي عصبي به عضلات هستند، چنين نقاطي در دو طرف بدن به طور متقارن قرار مي گيرد و ممكن است از لحاظ هدايت الكتريكي از بافت هاي اطراف متفاوت باشند. طرفداران طب سوزني پيشنهاد مي كنند كه تخفيف درد ناشي از مواد آزاد شده ضمن آسيب بافتي به علت فرو بردن سوزن يا تغييرات در گردش خون، درجه حرارت يا اثرات شيميايي در آن نقطه است. فرو بردن سوزن باعث غلبه بر اسپاسم عضله و بهبود يافتن نوروپاتي حاصل از جراحت و برطرف شدن افزايش حساسيت ناشي از عدم كاربرد عضله در مواردي مانند بازتواني پس از سكته هاي مغزي است. فرو بردن سوزن همچنين باعث آزادي گروهي از مواد شيميايي به نام «آندورفين ها» (مواد افيوني درون زاي بدن) اثر بيحس كننده بر اعصاب حسي دارد. فرو بردن سوزن با تحريك اعصاب حسي موجود در عضلات سه مركز عصبي طناب نخاعي، مغز مياني و هيپوفيز بدن را تحريك مي كند. تحريك اين مراكز واسطه هاي عصبي مختلفي مانند آندورفين ها، سروتونين و نوراپي نفرين را آزاد مي كنند كه همگي آنها مي تواند انتقال پيام هاي درد را مهار كنند.استفاده از مواد شيميايي ضد عمل آندورفين ها مانند نالوكسان (naloxane) و نيز تزريق مواد بلوك كننده اعصاب آوران مانند پروكائين اثر ضد درد ناشي از طب سوزني را مهار مي كند. اين امر نشان دهنده لزوم انتقال عصبي آوران براي ايجاد اثر ضد درد است.همچنين با تحريك ترشح هيپوفيز «هورمون آدرنوكورتيكوتروپين» (ACTH) و به دنبال آن تحريك ترشح هورمون كورتيزول از بخش قشري آدرنال را باعث مي شود.كورتيزول يك ماده ضد التهابي شناخته شده است و شايد كارآيي طب سوزني در درمان بيماري هاي التهابي مانند آرتريت مربوط به اين سازوكار باشد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1384
|
|
||