تبليغاتX

گزيده مقالات علمي - فلسفي - روانشناسي - اجتماعي

آرمان و اندیشه
بهتر است به جای لعنت فرستادن به تاريكی، شمعی بيفروزي. ولو نتواني بالاي كوه بروي،در دره نمان.



 

 از روزنامه شرق - ترجمه : مريم آموزگار - منبعwww.QuantumQuest.com

 

  تاريخچه انرژي درماني به هزاران سال پيش بر مي گردد. عكس هايي در فرانسه كشف شد كه هاله هايي در اطراف بدن انسان ديده مي شد. ولي تقريبا تا سال 1937، انرژي درماني مربوط به قديسان بود و به نوعي آن را يك معجزه فرض مي كردند، كه مخصوص افرادي است كه استعدادهاي خاصي دارند.  در سال 1937، زوجي در شوروي به نام «كريلين» هنگام راديولوژي، متوجه هاله اي دور انسان در عكس هاي آزمايشگاه شدند. در واقع پي به وجود هاله ها بردند كه مي توان از طريق دوربين عكاسي راديولوژي، از آنها عكس بگيرند و ببينند. بعدها در دانشگاه «كيورو» آلمان تحقيقات گسترده اي در ادامه كار آنها انجام دادند و كشف كردند كه با تغييرات در هاله ها مي توان در روند بهبود بيماري ها مؤثر بود. در واقع تحقيقي كه آن زوج بر روي يك گياه انجام دادند اساس كار درمان شد. آنها از گياهي عكس گرفتند و هاله آن را در عكس ديدند. بعد يك ماده سمي به آن وارد كردند. پس از چند دقيقه كه دوباره از آن گياه عكس گرفتند، متوجه تغييراتي در هاله آن شدند. بعد از حدود 24 ساعت تا 48 ساعت،  تغييرات فيزيكي هم در گياه ظاهر شد. يعني اول تغييرات در هاله آن سپس تغييراتي در فيزيك گياه رخ داد. يعني ظاهرش شروع به زرد شدن   و پژمرده شدن كرد. در نتيجه نكته اي كه كشف كردند اين بود كه بيماري ها قبل از اين كه در فيزيك افراد تغييراتي ايجاد كنند،  ابتدا در هاله آنها تأثير مي گذارند. از همان جا دستگاه هايي ساخته شد كه معروف ترين آنها J.V.D بود كه حتي مي توانستند بيماري هايي كه ممكن است تا يك ماه آينده، فرد بدان مبتلا شود را مشخص كنند. آنگاه پي به انرژي  اي بردند كه مي تواند در هاله بدن افراد تأثيرگذار بوده،  و موجب درمان شود.

 

انرژي درماني را بايد هنر و يا به زباني ديگر طب عصر جديد دانست. روشي كه با استفاده از هاله هاي انرژي فردي (چاكرا - آئورا) (Chakra-Aura) درد را   آزاد ميكند . اين روش در حال حاضر به عنوان بهترين جايگزين درمان در مقايسه با روش هاي ديگر مثل طب دارويي و طب گياهي بوده و به سرعت در حال فراگيري است.روش جديد در انرژي درماني يا كيوس (Chios) از انرژي بيشتر ذخيره شده در ناخودآگاه استفاده مي كند تا بتواند با تكيه بر خصوصيات فرد انرژي درمانگر، قدرت بيشتري به او بدهد. انرژي درماني در حال كشف انرژي و استعدادي است كه از زمان تولد تا امروز در انسان وجود داشته و دارد.

ساختار ذهن به دو بخش تبديل مي شود: خودآگاه و ناخودآگاه. بخش خودآگاه همان قدرت استدلال و تصميم گيري است كه همه ما با آن و عملكرد آن آشنا هستيم. اين بخش با استفاده از پنج حس اصلي، به شما قدرت آگاهي فيزيكي از محيط اطراف را مي دهد. ولي بخش ناخودآگاه  بيش از 90 درصد كار ذهني شما را عملكردهاي كار ذهني  كنترل مي كند كه شما از آن بي اطلاع هستيد.  

  تجربيات و آموخته ها در شكل دهي ناخودآگاه نقش دارند. بدن شما از انرژي هايي استفاده مي كند كه ما از آن بي خبر هستيم. برخي از آنها را مي دانيم مثل توليد گرما يا الكتريسيته. توسط هريك از اعضاي بدن انرژي هايي توليد مي شود كه درصدي از آن با عملكرد فيزيكي شما ارتباط مستقيم دارد. هنگام بروز اختلال در كار يكي از اعضاي بدن بايد بدانيد كه شما انرژي و هاله انرژي بدن خود را مختل كرده ايد. هر يك از ميدان هاي انرژي با اعضاي بدن شما ارتباط دارد و فعاليت هاي بي مورد و اضافي اين انرژي ها را از بين مي برد.

در علم انرژي درماني هاله هاي انرژي يا همان «چاكراها» اهميت زيادي دارند، انرژي هاي منفي در برخي اعمال ما نهفته است كه بايد ابتدا روش از بين بردن آنها را پيدا كرد و سپس بر روي جمع آوري چاكرا، متمركز شد. انرژي درمانگر، بايد بتواند با استفاده از هاله انرژي خود، انرژي شما را متمركز كرده و به عضو دردمند هدايت كند. انرژي هدايت شده مي تواند به سرعت كاركرد عضو دردمند را به حال عادي دربياورد. در اواخر قرن بيستم و در علم مهندسي پزشكي، چنين نتيجه اي حاصل شد كه اگر عضو دردمند را در ميدان هاي مغناطيسي و  شدت و ضعف  خاصي قرار دهند، بهبودي چند برابر مي شود.

همين مسئله ثابت مي كند كه به لحاظ علمي، انرژي درماني فرايندي فعال و تاثيرگذار است ولي انرژي بدن به مراتب قوي تر و موثرتر از ميدان مغناطيسي است.  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384  |